علّامه شعرانى : بسيارى از اهل عصر ما گويند : اين چيزها كه ما ندانيم و خداوند مىآفريند ، بايد از جنس مركوب باشد تا با كلمات پيش متناسب بود و با آيهء پس از اينكه ذكر سبيل و راه كرده ، مربوط گردد و بين مركوب ، و راه ذكر مخلوقى نه از اين جنس متناسب نيست و آن را حمل بر مركوبهاى عصر جديد كردند ، مانند ترن و طيّاره ، چنانكه خداوند ساختن كشتى را به خود نسبت داد در سورهء زخرف ، دور نيست ساختن طيّاره و ترن را نيز به خود نسبت دهد ، چون به الهام و عقلى است كه او به انسان داد و خواصّى است كه او در طبايع اشيا قرار داد . و اللّه العالم . « 1 »
وَ سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بِأَمْرِهِ
. « 2 »
مؤلف : در انوار گفته كه در آيه ايذان است به جواب كسى كه مىگويد : مؤثر در تكوين نبات ، حركات كواكب است و اوضاع آن ؛ چه بر تقدير تسليم شبههاى نيست در آنكه اينها نيز ممكنة الصفات و الذاتند و واقع بر بعضى وجوه محتمله ، پس ناچار آن را موجدى مخصّص مىبايد كه مختار و واجب الوجود باشد به جهت رفع دور و تسلسل .
مرحوم شعرانى : نور آفتاب و حرارت آن و باد و ابر و باران در نبات مؤثّر است به تسخير خداى تعالى و اگر او نمىخواست اين وسائل را نمىآفريد . و اگر گويى : خود چرا بالمباشره نيافريد تا شبههء تأثير اسباب زائل شود ؟ گوييم : اسرار فعل او را او داند و أبى اللّه أن يجري الأمور الّا بأسبابها . با آنكه وسائط نيز ممكن الوجود و بايد حظّ خود را از وجود دريابد . « 3 »
هامش
( 1 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 87 .
( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 12 .
( 3 ) . منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 182 .