تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
. « 1 » مؤلف : در اين آياتى و دلالاتى هست عاقلان را . علّامه شعرانى : اين آيات ترغيب در علوم طبيعى است ، خصوصا در حال حيوان و نبات و فوائد و حكمى كه خداوند در آنها به كار برده است تا از آن به خالق پىبرند . و اگر گويى : بسيارى از اصحاب اين علوم [ از ياد خدا غافلند ] ، گوييم : توجّه بسيار به صنعت آنان را از صانع بازداشته و همه‌كس چنين نيست . « 2 »
وَ ما ذَرَأَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ
. « 3 » مؤلف : الوان شايد تا حمل كنند بر حقيقت و شايد تا حمل كنند بر انواع و شايد كه حمل كنند بر هردو وجه . به نزديك ما هرلفظ به يك بار عبارت توان كردن از دو معنى مختلف و از حقيقت و مجاز و اين مسأله‌اى است از اصول فقه كه يعبّر باللفظة الواحدة عن المعنيين المختلفين و عن الحقيقة و المجاز . علّامه شعرانى : اين مسأله در اصول فقه است كه آيا مىتوان لفظ مشترك را در بيش از يك معنى استعمال كرد يا جايز نيست در صورتى كه اجتماع آنها ممكن باشد ، مانند دوش در فارسى كه مشترك است هم شب گذشته را از آن مىخواهند و هم دوش به معنى منكب و پشت شانه ، و سعدى گويد :
آن سيل كه دوش تا كمر بود * امشب بگذشت خواهد از دوش
دوش در مصرع اوّل به معنى گذشته است و ممكن نيست از آن معنى منكب خواست ، امّا در مصرع دوم هردو ممكن است و سعدى هردو را خواسته ، هم شب گذشته و هم منكب . از علماى اصول آنها كه در ادب مهارت دارند ، جايز مىشمارند و آنها كه در ادب ضعيفند و به قياس و عقل اعتمادشان بيشتر است ، جايز نمىدانند .
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 12 . ( 2 ) . روح الجنان ، ج 7 ، ص 89 . ( 3 ) . نحل ( 16 ) آيهء 13 .
پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى) — صفحة 707 | غياثى كرمانى / أبو الحسن الشعراني