علّامه شعرانى : از اينجا گويند كه اين سؤال و جواب و نعمت و نقمت در قبر و فراخ كردن آن از عالم غيب است نه عالم شهادت ؛ چون شايد مؤمنى در جوار كافرى مدفون باشد و اگر گور مؤمن را به قدر چشمانداز او فراخ كنند ، كافر هم در بهشت مىافتد و هيچ جاى براى جهنّميّان نمىماند . « 1 »
مؤلف : آنگه روح او را در تن مرغى از مرغان بهشت نهند كه در بهشت مىپرد و جسم او خاك شود تا بازآفريدن .
علّامه شعرانى : در بعض روايات ما آمده است كه روح مؤمن نزد خداوند گرامىتر از آن است كه آن را در حوصلهء مرغه نهند ، بلكه آن را در بدنى نهند مانند بدن وى در اين جهان كه اگر بينى بشناسى كيست ، و اين روايت دوم را بر اوّل ترجيح دادهاند . و اگر روايت اوّل صحيح باشد آن را تأويل بايد كرد به اينكه چون بدن مثالى رقيق است و به هرجا ظاهر و حاضر تواند شد ، آن را به مجاز و تشبيه مرغ ناميدند . « 2 »
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ
. « 3 »
مؤلف : أي في كلّ ستّة أشهر .
الحين في اللغة و إطلاق كلام اللّه تعالى مطلق الزمان . قال تعالى :
وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ
« 4 » و المراد القيمة . و قال :
فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ
« 5 » و أمّا قوله تعالى :
تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ
« 6 » ، فالمتبادر إلى الذهن منها كلّ مدّة زمان جرت العادة يكون الثمرة مأكولة في تلك المدّة و هي مختلفة
هامش
( 1 ) . همان ، ص 26 .
( 2 ) . همان ، ص 27 .
( 3 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 25 .
( 4 ) . ص ( 38 ) آيهء 88 .
( 5 ) . روم ( 30 ) آيهء 17 .
( 6 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 25 .