و او - [ جلّ جلاله ] - « 1 » فاعل آنست . پس « بستان » و « قصور » [ 133 - ر ] در بهشت بوذ ، و قصر خانه بلند باشذ . « 2 »
و گفتهاند : « قصر » ، مسكنى عالى بوذ كه محاسن رفيعه و شرفات مشيده در آن باشذ . « 3 »
و عبد اللّه عباس گويذ : در آن وقت كه كفار قريش گفتند :
« ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ » ،
رضوان - كه خازن بهشت است - بخذمت رسول آمذ و اين آيت آورد :
تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ
( الاية ) .
و سفطى « 4 » با وى بوذ از نور ، در حضرت نبوت بنهاذ و گفت : خذاى - عز و جل - مىفرمايذ :
« اين كليدهاء خزاين دنيا است ، به تو داذم بىآنك از آنچه تراست نزد من ، به قدر پشهء نقصان بوذ » .
رسول گفت : « اى رضوان ! مرا به اين هيچ احتياج نيست . درويشى بر من دوستر ازين است . و من دوست مىدارم كه بندهء شكور صابر باشم » .
رضوان گفت :
اصبت اصاب اللّه بك . « 5 »
* * *
بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ :
هامش
( 1 ) - افزوده از مصدر .
( 2 ) - كشف الاسرار 7 / 8 .
( 3 ) - تفسير فخر 24 / 54 .
( 4 ) - سفط : جامهدان ، سبد جامه ( منتهى الارب - دهخدا )
( 5 ) - رازى 8 / 254 - 255 ، كشف الاسرار 7 / 8 - 9 .