هامش
- علامه شيخ مظفر مىنويسد :
« بر دلالت اين گونه احاديث دربارهء امامت امير المؤمنين عليه السلام شكى نيست ، خاصه اينكه در آن معلوم شده كه هر پيامبرى را يك وصى لازم است كه الزاما همان جانشين اوست . چون مردم بايد امام و پيشوا داشته باشند . »
بنگريد به : دلائل الصّدق شيخ مظفر 2 / 378
علامهء مجلسى در بابى كه احاديث مربوط به وصايت امير المؤمنين عليه السلام را نقل مىنمايد ، گويد :
« از اخبار اين باب معلوم شد كه على عليه السلام ، جانشين پيامبر و سيد اوصياء مىباشد . و در بيشتر اين اخبار صريحا ذكر شده است كه : مراد از وصايت ، همان خلافت عظمى است . و بقيهء آنچه كه در روايات ذكر مىگردد ، مزيّتى را به همراه مىآورد كه ، موجب تقدّم او بر ديگران است و معلوم مىكند كه او بهترين مردمان است . حتى از انبياء ( به جز نفس نفيس پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم ) چراكه هركس غير اوست از ساير خلق ، جزء بشر محسوب مىگردد . پس بدينسان ارجحيّت او برايشان ثابت مىشود . كه اين مقامى والاتر از خلافت و امامت است ، و هيچ عاقلى در اينكه ، اين مقام لازمهاش اين است كه از آن دو مقام ديگر والاتر باشد شك نمىكند . وانگهى كدام فرد عاقل جايز مىداند ، كسى كه نه پيامبر است و نه امام ، برتر از انبياء باشد ؟
از ساير اخبار نيز معلوم مىشود كه امام برتر از تمام صحابه و تمام امّت است و عقل سليم ، مقدم داشتن غير افضل را بر افضل نمىپذيرد . اكثر اخبار آورده شده در اين باب ، شامل مطالبى است كه بر امامت دلالت مىكند ، كه بعضى از آنها صراحتا و بعضى تلويحا به اين مسئله اشارت دارند كه سخن در مورد آنها موجب طولانى شدن كلام مىگردد . -