اعراض كرد ، زيرا كه بحث در سال ميفرمايذ . « 1 »
و « ثلثماية سنين » باضافت و تنوين خواندهاند . حمزه و كساييى و خلف باضافت خواندهاند ، و باقى به تنوين . « 2 »
آنانك باضافت خواندهاند ، طريق ايشان قياس متروك است ، زيرا كه ماية در عشرات ، جارى مجرى عشرة است در آحاد . و قياس متروك آنست كه ماية ، جاري مجرى عشره بوذ در اضافت ؛ يعنى : چنانك اضافت عشره بجمع قلّت كنند ، همچنين اضافت ماية بجمع قلّت كنند : « ثلثماية سنة » . و معدود سنه است ، چنانك قرآة ابي كعب است . و معدود ، چون مقر هفت مستعمل بود نه متروك ، بر سنين .
مذهب بصريان ، معدود بعد از مايه إفراد كردند ، قياس بر ما قبل آن ، تسعين و ثمانين . زيرا كه ما بعد آن مفرد است . تقول : عندي تسعون دينارا و ثمانون درهما .
و گفتهاند : جايز بوذ كه اضافت ماية بسنين كنند ، زيرا كه سنين توانذ بوذ كه منوّن بوذ . [ 102 - ر ] چنانك شاعر گويذ :
شعر
متى تنح حبوا من سنين ملحة * تشمر لاخرى تنزل الاعصم الفردا
يعنى : چون خلاص يا بى از قحطى ، كه از شدت آن قحط ، چنان ضعيف شذه باشى كه به پا نتوانى رفتن ، و بمقعد اندك مايه حركت كنى . ساخته باش سالهاى ديگر را كه غايت شدت آن قحط سالها ، آهوبرهء را كه در ذراعهاى وى سپيذى بوذ ، از كوه فروذ آرذ .
و شاعر ، چون « سنين » منون كرد ، از جمع سلامت خارج شوذ ، و در حيّز
هامش
( 1 ) - كشف الاسرار 5 / 679 ، لاهيجى 2 / 887 .
( 2 ) - كشف الاسرار 5 / 678 ، مجمع 6 / 463 .