تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
و « كهف » غار بوذ در كوه . و « رقيم » نام كوه است كه غار در آنست . « 1 » قولهاى ديگر گفته‌اند ، اما اصح اقوال ، عبد الله عباس گويذ كه : « رقيم » نام آن موضع است كه اصحاب الكهف از آن بوذند . « 2 » نعمان بشير انصاري گويذ : از رسول - صلى الله عليه و آله - شنيذم كه فرموذ كه : « رقيم » سه شخص بودند كه از اهل خوذ سفر كردند ، به بريّه رسيذند . باران ايشانرا دريافت . پناه با غار بردند . سنگى عظيم بوذ ، از كوه درافتاذ ، و در غار ، منسدّ گردانيذ . ايشان در آنجا بماندند . يكى از ايشان [ 96 - پ ] گفت : از ما هر يك حسنهء كه صادر شذه است ، ياذ كنيم . باشذ كه خذاء - تعالى - بر ما رحمت كند « 3 » . يكى از ايشان گفت : حسنهء كرده‌ام . وقتى طايفه مزدوران براى من كارى مىكردند ، و هر يك را از ايشان اجرتى معين كرده بوذم . مردي نيم‌روز بيامذ ، او را باجرت گرفتم ، به شرط آنك كار كنذ تا شب . و در ضمير ، آن داشتم كه او را از ديگران اجرت كمتر دهم . چون ديذم كه كار او در نيم‌روز ، مساوى كار همه روزهء ايشان بوذ ، اجرت او چون اجرت ديگران بداذم . اجيرى از اجرا گفت : او نيم‌روز كار كرده است ، و هر يك از ما همه روز . اجرت او چون اجرت ما ميدهى ؟ من گفتم : اى مرد ! از آنچه با تو شرط كرده بوذم ، ترا چيزي كمتر نمىدهم . مال ، مال منست . چنانك خواهم صرف كنم . تو چه كارهء ؟ خشم گرفت و مزد نستذ و برفت . من مزد را در گوشهء خانه بنهاذم . مدتى برين بگذشت ، بگاوى ماذه داذم . روزگاري برين برآمذ . نتايج بسيار از آن ظاهر شذ . بعد از مدتى مديد شخصى ضعيف نزد من آمذ . گفت : مرا
هامش
( 1 ) - كشف 5 / 643 . ( 2 ) - مجمع 6 / 452 ، كشاف 2 / 704 ، كشف الاسرار 5 / 643 . ( 3 ) - مجمع 6 / 452 .