قصهء اصحاب الكهف ، كه از صنع ما بديع نيست . « 1 »
مجاهد گويذ : رسول را - صلى الله عليه و آله - از تعجب نهى نمىفرمايذ ، بلك مراد آنست .
قتاده گويذ : از قصه اصحاب الكهف تعجب مكن ، كه عجايب در خلق آسمانها و زمين و آنچه در آنست ، بيشتر است « 2 »
ابن عباس گويذ : اين آيت ، بمقتضاى رسول قريش با جهود ، چنانك پيش ازين بيان كرديم ، منزل شذ . و مراد آنست كه : ترا اى محمد ! از اصحاب الكهف سئوال كردند ، تا جواب آن علامت صدق و كذب تو سازند . و ساير آيات قران ابلغ و اعجب و ادلّ است بر صدق رسالت تو . « 3 »
و گفتهاند : « حسبت » بمعنى اعلمت بوذ ؛ اى : لم تعلمه حتى اعلمناك ؛ يعنى :
تو ندانستى ، ما ترا تعليم كرديم . « 4 »
و سبب نزول اين آيت ، اگر چه پيش ازين گفتهايم ، « 5 » الّا درين موضع مزيد فايده را بتكرار حاجت يافتيم . و آن آنست كه :
جهوذان ، قريش را گفتند : محمد را از سه خصال سئوال كنيذ . اگر از دو جواب گويد و از سوم شما را خبر ندهذ ، او را متابعت كنيذ ، كه رسول حق است ؛ كه ما اين سئوالها از مسيلمهء كذاب پرسيديم ، يعنى قصه اصحاب الكهف و قصهء ذو القرنين و روح ، و او هيچ يك ندانست . و شما مىگوييذ : محمد مىآموزد و ميگويذ .
هامش
( 1 ) - كشف 5 / 643 .
( 2 ) - مجمع 6 / 452 .
( 3 ) - كشف 5 / 643 .
( 4 ) - كشف 5 / 643 .
( 5 ) - بنگريد : همين كتاب ، ذيل آيهء : اسراء / 85 .