و اين اشارتست بمنع حق او [ و ] فرزندان [ او كه ] عظيمتر بوذ كه در معرض اعلم و احكم و اقوي و اتقى و انقى و ازكى و اسخى و اعلى ، ادون و اجهل ، حاكم دما و فروج بوذ . « 1 »
* * *
قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ :
بگو اى محمد ! حجت بالغه خذايراست ، زيرا كه آنچه شما حجت خوذ ساخته بوذي ، باطل است . و چون حجت شما باطل كرديم ، حجت خذاى - تعالى - عالى و غالب و ثابت شذ .
هامش
- كه چگونه آهسته مىگريد و با قطرات اشكش مدرك قبوليش را در اين آزمون عظيم الهى خود امضاء مىكند و بعد از قبولى آن را تقديم حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىنمايد و به هنگام دن زهرايش مىگويد :
« لقد استرجعت الوديعة »
و اعلام مىدارد كه شرائط آزمون مرا يا رسول اللّه از دخترت فاطمه بپرس و از آنطرف آنان كه با على عليه السّلام و به او آزموده شدند بسيار اندك بوده و اكثريت پذيرفته نشدند و مردود گشتند كه :
« ارتد الناس بعد رسول الله الا ثلاثه » .
و همان سه يا هفت نفر بيشتر قبول نشدند كه خدا هم فرموده بود :« وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ »( 1 ) - پايان شرح و ترجمهء حديث .