بامر من نكرده بوذ « 1 » .
پس ثابت شذ كه اكثر صحابه بعد از رسول - صلى اللّه عليه و آله - دشمنان خذا بوذند « 2 » ، زيرا كه جاهل را بر عالم ترجيح و تفضيل و تقديم نهاذن ، از جهت عداوت عالم بوذ . پس چون علي - عليه السلم - اعلم و اقضى و اسخى و اورع و ازهد و اشجع و اكمل و افضل همه خلق بوذ بعد از رسول ، رايت هدى و امام اوليا باشذ . و بر وى غلبه كنند . و جناب او فروگذارنديشان ، دشمنى او بوذ . و دشمنى وي ، دشمنى خذا و رسول باشذ ، زيرا كه نشان دوستى متابعت و مطاوعت دوست است ، چنانك امير المؤمنين فرموذ :
هامش
( 1 ) - بر وجوب اطاعت آنان ، اين آيه نيز دلالت مىكند :« مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ »( نساء / 80 )
كسى كه رسول را اطاعت كند ، خدا را پيروى نموده است .
چون مودّت آنان مانند مودّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم باشد ، پيروى آنان نيز مانند پيروى پيامبر واجب مىشود . و اين اطاعت نيز - به دليل آيهء ياد شده - همچون اطاعت خداوند متعال مىگردد . و اين از دلايل استوار بر وجوب پيروى ايشان است .
( خصائص ابن بطريق / 88 )
اين كه دوستى يك نفر از ميان همهء افراد امّت ، نشانهء ايمان ، و دشمنى با او علامت نفاق باشد ، دربارهء كسى صدق نمىكند ، مگر اينكه آن فرد ، امام و جانشين رسول خدا باشد . و ولايت او ، پايهاى از پايههاى اصلى ايمان به شمار رود . و ديگر مؤمنان - گرچه به بالاترين درجهء ايمان رسيده باشند - محبت و دوستى آنان ، كسى را داخل ايمان نمىكند ، و بغض آنان ، كسى را از ايمان به وادى كفر و نفاق نمىبرد . بلكه نهايت اين است كه دشمنى مؤمنان از گناهان كبيره است ، نه اينكه موجب كفر شود .
همين فضيلت و امتياز ، خود ، تقدّم ديگران بر امير المؤمنين عليه السّلام را نزد صاحبان عقل مانع مىگردد . ( بحار الانوار 39 / 310 )
( 2 ) - اشاره به حديث : ارتد الناس بعد الرسول الّا ثلاثه او سبعين دارد .