تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
امامت نينداختى ، و مالك نويره را - كه از شعيت امير المؤمنين بوذ - نكشتى ، و نام او و اصحاب او ، اهل ردّة « 1 » ننهادى . معتقد ايشان آن بوذ كه امام به حق ، امير المؤمنين است ، و زكات ، حق خداست ، و اخذ آن امام حق را بوذ . اگر او از ما طلب زكات كند ؛ يعنى : امير المؤمنين ، بوى رسانيم . منع زكات كردن ايشان ، اين بوذ . عمر گفت : اگر ما به اين حالت تن در دهيم ، ايشان قومي بسياراند و مالك مردي وجيه متعبد است ، ملك از دست ما بيرون روذ و خللها ظاهر شوذ . مصلحت آنست كه خالد وليد را بفرستيم تا بر ايشان شبيخون كند . خالد برفت و خلقى از ايشان بكشت و مالك نيز بكشت . حافظ ابو نعيم در كتاب حليه الاوليا حديث نقل كرده است كه : رسول - صلى اللّه عليه و آله و سلم - فرموذ : « من سرّه أن يحيى حيوتى و يموت مماتى و يسكن جنة عدن غرسها ربّي ، فليؤال عليا من بعدى و ليقتد بالأيمّة من بعده ، فانّهم عترتى خلقوا من طينتى و رزقوا علما و فهما ، فويل للمكذبين بفضلهم
هامش
( 1 ) - اهل سنت ادّعا مىكنند كه پس از رحلت پيامبر اكرم - صلى اللّه عليه و آله و سلم - جماعت زيادى از مردم ، از پرداخت زكات به خليفه سر باز زدند و لذا مرتدّ شدند . خليفه ، جنگهايى با آنان ترتيب داد كه در تاريخ به جنگهاى « اهل ردّه » مشهور است . آنان ، آيهء« فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ »( مائده / 54 ) را نيز به همين قضيه تأويل مىكنند . در حالى كه به اجماع قاطبهء فرق مسلمين ، نپرداختن زكات ، به هيچ وجه دليل بر ارتداد نيست . بعلاوه مقام و فضيلت مالك بن نويره ، بالاتر از آن است كه او را « مدح » كنيم ، تا چه رسد كه او را مرتدّ بدانيم . در اين مورد ، رجوع شود به : الغدير 7 / 158 - 169 ، نصوص الردة فى تاريخ الطبرى تاليف محمد حسن آل ياسين ( 1397 ، بيروت ) ، نقض / 289 - 293 ، دلائل الصدق 2 / 186 - 194 ، عبد الله بن سبا 1 / 185 - 237 و 2 / 23 - 123 .
تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 291 | محمود بن محمد حسنى واعظ / محمد حسين صفاخواه