عبدهء طاغوت بوذند ، چنانك پيش ازين بيان كرديم . و يقين گوسالهپرست بوده است . و اين بيتها درين معرض ، موافق و مطابق است .
شعر
تا كى اندر راه درد و حسرة و ناله شذن * روى سرخ و دل سيه پيوسته چون لاله شذن
خال و ماذر حال تو كرده سيهاى بىپذر * دوزخى اندر هواي عمّه و خاله شذن
[ 33 - ر ] ساذه دل همچون شتر ، خر را ندانسته ز گاو * ترك هارون كردن و دنبال گوساله شذن
قالت عايشه : « قال رسول - صلى اللّه عليه و آله و سلّم :
اذا كان يوم القيمه ، طبع اللّه علي ارقاب الخلايق . فلايفكه الّا
ولاية علىّ بن ابى طالب [ عليه السلام ] »
قلت : يا رسول اللّه ! و على رقبة ابي ؟
قال : « و على رقبة ابيك » .
يعنى « 1 » رسول خدا [ صلى اللّه عليه و آله و سلّم ] فرموذ كه :
چون روز قيامت بوذ ، خذاى - تعالى - بندى بر گردن همه خلق نهذ . هيچ آن بند را نگشايذ ، الا ولايت امير المؤمنين [ عليه السلام ] .
عايشه گفت : بند بر گردن پذر من نيز نهند ؟
گفت : بلى .
نيك نيك بشنو .
اگر او طريق ولايت امير المؤمنين در گردن داشتنى ، خوذ را در معرض
هامش
( 1 ) - در اصل نسخه ، مكرّر آمده است .