تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
ملكاييّه . « 1 » اين هرسه گروه اجماع كردند ، و اگر چه مقالات ايشان مختلف است - لعنهم اللّه - بر آنك معبود - تعالى - جوهرست و اقانيم سه است : اقنوم پذر و اقنوم پسر و اقنوم روح ؛ يعنى : حيوة ، و آن را « روح القدس » خوانند . و گوينذ : هرگز نبوذ كه فرزند ، نه از پذر زايد . و هرگز نبوذ كه پذر ، زاييدهء پسر بوذ . و هرگز نبوذ كه حيوة ميان پذر و پسر منطبق نبوذ . و بر آن اجماع كردند كه مسيح ، هم لاهوتست و هم ناسوت . و به لاهوت ، إله خواهند و بناسوت ، انسان . پس چون گفتند كه مسيح ، إله است و إله ، واحد است ، گفته‌اند كه اللّه ، مسيح است .
قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً
بگو اى محمد ! هيچكس نيست كه بر خذاى - تعالى - غلبه كند و او را دفع كنذ ،
إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً :
اگر خواهذ كه مسيح مريم را و ماذرش را ، و جملهء جانورانرا كه در زمين‌اند هلاك كردند ، يا عذاب فرستذ . پس چون ثابت شذ كه بمرگ و عذاب ايشان قادرست ، ثابت بوذ كه ممكن است « 2 » از آنك كسى او را هلاك تواند كرد ، يا فنا بوي راه توانذ يافت . و اين چنين وجود نتواند بوذ ، الّا واجب الوجود .
هامش
( 1 ) - ملكائيه : گروهى از ترسايان پيروان عقايد رسمى قسطنطنيه كه در ممالك اسلامى نيز مىزيستند . نام ملكائيه ، از ملك - به معنى پادشاه - مأخوذ است . اين فرقه مىگويند : مسيح يك جوهر است پاك ، و در گوش مريم شد ، و از پهلوى راست او بيرون آمد ، و با او هيچ ممازجت نكرد . و گويند : روح در مريم چنان رفت كه آب در ناودان . ( دهخدا ) ( 2 ) - در اصل نسخه چنين آمده است . و ظاهرا « ممكن نيست » صحيح است .