تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
انديشيذند ، و با يكديگر گفتند : مصلحت آنست كه ما اول روز پيش محمد رويم ، و گوييم به زبان ايمان آورديم ، و آخر روز كافر شويم . و گوييم : ما در كتب خوذ نظر كرديم ، و با علمأ خوذ مشورت كرديم . يافتيم كه محمد ، نه اين محمد است . آن محمد ، محمدى ديگرست . اين محمد دروغ‌گوى است و دروغ او پيش ما ظاهر « 1 » شذ و بطلان دين او نزد ما درست گشت . چون ما اين نسق كرديم ، اصحاب محمد در شك افتند و گويند : ايشان اهل كتاب‌اند ، و ايشان بوي از ما عالم‌ترند ، و از دين خوذ برگشتند و بدين وي آمذند ، باز از دين او بازگشتند و بدين خوذ رجوع كردند . باشذ كه اصحاب او ازو برگردند . خذاى - عزّ و جلّ - اين آيت منزل فرموذ و رسول را و مومنانرا از مكر ايشان خبر داذ . « 2 » سوال : چرا « اول النهار » « 3 » نفرموذ ؟ جواب : زيرا كه اوّل مواجهه از وى « وجه » را بوذ . و وجه جامه را همچنين وجه گويند ، كه اوّلش در مقابله وجه مىافتد . « 4 »
هامش
- دهخدا دربارهء « عربية » گويد : « در قاموس كتاب مقدس ، اين كلمه را به‌جاى عربستان و سرزمين عرب آورده است » . و دربارهء « عرينه » گويد : « جايگاهى است در بلاد فزاره ، و گويند : دههايى است در مدينه » . ( 1 ) - همانطور كه در مقدمه مذكور گرديد كلماتى مانند : « ظاهر گرديد » . « ظاهر شد » در اصل نسخه به صورت : « طاهر كردند » و « طاهر شذ » آمده است . ( 2 ) - طبرى 6 / 507 رقم 7233 ، مجمع 2 / 460 ، رازى 3 / 75 - 76 . ( 3 ) - اصل نسخه : اول انهار . ( 4 ) - طبرى 6 / 509 .
تفسير شريف البلابل القلاقل (فارسى) — صفحة 202 | محمود بن محمد حسنى واعظ / محمد حسين صفاخواه