اسرافيل ، سوى كار بيمناك با تهويل . ( 6 )
خُشَّعاً أَبْصارُهُمْ
در آن حال كه فرودافكنده « 1 » بود چشمهاشان ،
يَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ
بيرون « 2 » مىآيند از گورها سرگردان ،
كَأَنَّهُمْ جَرادٌ مُنْتَشِرٌ
گويى كه ايشان ملخانندى پراكنده به هر روى در جهان . ( 7 )
مُهْطِعِينَ إِلَى الدَّاعِ
شتابندگان سوى آن خواننده ،
يَقُولُ الْكافِرُونَ هذا يَوْمٌ عَسِرٌ
مىگويند كافران اين روزى است دشوار به هر « 3 » بنده . ( 8 )
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ
دروغگوى داشتند پيش از اينها نوحيان ،
فَكَذَّبُوا عَبْدَنا
دروغگوى داشتند بندهء ما نوح را ايشان ؛
وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ
و گفتند ديوانه است و زجرش كردند « 4 » ،
فَدَعا رَبَّهُ أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ
بخواند پروردگار خويش را كه من مغلوب شدم تو انتقام كن از ايشان بدانچ به جاى آوردند . ( 9 - 10 )
فَفَتَحْنا أَبْوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنْهَمِرٍ
بگشاديم درهاى آسمان ، به آبى بسيار فراوان . ( 11 )
وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً
و بر دمانيديم از زمين چشمههاى روان ،
فَالْتَقَى الْماءُ
گرد آمد آب زمين و آب آسمان ،
عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ
بر تقديرى [ كه ] رفته بود بىزيادت و نقصان . ( 12 )
وَ حَمَلْناهُ عَلى ذاتِ أَلْواحٍ وَ دُسُرٍ
و برداشتيم نوح را بر كشتى با تختهها « 5 » ، و بندها ، و مسمارها ، و پيوندها . ( 13 )
تَجْرِي بِأَعْيُنِنا
مىرفت به علم و ديدار ما ،
جَزاءً لِمَنْ كانَ كُفِرَ
پاداش نوح را بر صبر وى بر كفر كفّار و آزار قوم وى « 6 » در كار ما . ( 14 )
هامش
( 1 ) - ن : فرو .
( 2 ) - ن : برون .
( 3 ) - ن : بر هر .
( 4 ) - اصل : كردهاند .
( 5 ) - اصل : با تحفها ،
( 6 ) - اصل : بر كفر و كفران و از آن قوم وى .