وَ وَقاهُمْ رَبُّهُمْ عَذابَ الْجَحِيمِ
و نگه داشتشان پروردگار ايشان « 1 » ، از عذاب آتش سوزان . ( 18 )
كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
بخوريت طعام و شراب خوش گوارنده ، بدان كارها كه بوديت به دنيا آرنده . ( 19 )
مُتَّكِئِينَ عَلى سُرُرٍ مَصْفُوفَةٍ
تكيهكنندگان بر تختهاى به رده نهاده
وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِينٍ
و يار « 2 » كنيمشان با سياه چشمان فراخ چشمانى كه مر ايشان را داده .
( 20 )
وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ اتَّبَعَتْهُمْ ذُرِّيَّتُهُمْ بِإِيمانٍ أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ
و آنها كه گرويدند و متابعت كردندشان ، فرزندان ايشان به ايمان ، در رسانيم به ايشان ، فرزندان ايشان را در بهشت جاويدان « 3 » ،
وَ ما أَلَتْناهُمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مِنْ شَيْءٍ
و هيچ كم نكنيم از ثواب عمل ايشان ؛
كُلُّ امْرِئٍ بِما كَسَبَ رَهِينٌ
هر مردى گرو است بدانچه « 4 » كرد ، يعنى جزا دادنى [ است ] بدانچه « 5 » آورد . ( 21 )
وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ
و مدد كنيم [ شان ] به ميوههاى فراوان ، و گوشتى كه آرزو كنند ايشان . ( 22 )
يَتَنازَعُونَ فِيها كَأْساً
دست به دست دهند در وى [ قدح ] شراب ،
لا لَغْوٌ فِيها وَ لا تَأْثِيمٌ
كه نه لغو بود در خوردن وى و نه به بزه افكندن به كار ناصواب . ( 23 )
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمانٌ لَهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَكْنُونٌ
و مىگردند بر ايشان غلامان بهشتى كه مر ايشان را بوند به خدمت ، گويى كه ايشان مرواريد پنهان كردهاندى به لطافت و صفوت . ( 24 )
هامش
( 1 ) - ن : « و نگه داشتشان پروردگار ايشان » را ندارد .
( 2 ) - اصل : باز .
( 3 ) - ن : جاودان .
( 4 ) - ن : به آنج .
( 5 ) - ن : بدانج .