تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 886

مساهمون:

ص٨٨٦
وَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ
و گفت همان مؤمن كه آمده بودتان يوسف پيامبر پيش از اين با حجتهاى پيدا ،
فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ
هماره در شك بودند پدران شما در آنچه « 1 » آوردش به پدران شما ،
حَتَّى إِذا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا
تا چون وى برفت گفتيت : « 2 » نفرستد خداى تعالى بعد وى رسولى بما ؛
كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ
همچنين گمراه ماند خداى تعالى آن را كه از حد درگذرنده است ، و با روشنايى حجت به شك شونده است . ( 34 )
الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ
آنها كه جدل مىكنند در آيات خداى تعالى [ بى ] حجتى كه آمدشان ،
كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا
بزرگ دشمنادگى ايشان را نزد خداى تعالى و نزد مؤمنان ؛
كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ
همچنين مهر نهد خداى تعالى بر دل هر گردن كشندهء « 3 » ، سر برآرنده . ( 35 )
وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً
و گفت : فرعون اى هامان برآر مرا كوشك بلند بنا ،
لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً
تا بود كه برآيم به درهاى آسمان و بنگرم به خداى موسى ؛ و من گمان برم كه موسى دروغ مىگويد كه مرا خداى است ، و مرا به شما رسول فرستاده است .
وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيلِ
و همچنين آراسته گردانيده [ شده ] بود « 4 » مر فرعون را بدى كردار وى ، و برگردانيده شده بود از راه « 5 » راست به بدى اختيار وى ؛
وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبابٍ
هامش
( 1 ) - ن : آنج . ( 2 ) - ن : گفت - ت : مانند متن است . ( 3 ) - ن : هر كشنده - ت : مانند متن است ( 4 ) - اصل : گردانيده بود . ( 5 ) - ن : « راه » ندارد .
مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 886 | النسفي / عزيز الله جوينى