لَنْ يَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها
نرسد به رضاى خداى تعالى نه « 1 » گوشتهاى ايشان ، و نه خونهاى ايشان ،
وَ لكِنْ يَنالُهُ التَّقْوى مِنْكُمْ
و ليكن « 2 » تقواى شما رسد بدان .
كَذلِكَ سَخَّرَها لَكُمْ
همچنين مسخّر كردشان از بهر شما ،
لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ
تا به بزرگى ياد كنيت خداى « 3 » تعالى را ، بر آنچه دادتان هدى ،
وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ
و مژده ده يا محمد مر نيكوكرداران را . ( 37 )
إِنَّ اللَّهَ يُدافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا
خداى تعالى دفع مىكند از مؤمنان ، شرّ كافران ، و گويند [ آفات ] اين جهان و آن جهان ، و گويند دفع مىكند عذاب اين جهان « 4 » ، از بىنمازان به بركت نمازگزارندگان ، و از روزه نادارندگان به بركت روزه دارندگان ، و به غزو و حج ناروندگان به بركت به غزو و حج روندگان « 5 » ، و از صدقه نادهندگان به بركت صدقه دهندگان ؛
إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ
خداى تعالى دوست ندارد هر نيك خيانتكننده را ، و هر « 6 » نيك ناسپاسى « 7 » بجاىآرنده را . ( 38 )
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا
دستورى داده [ شد ] مر مؤمنانى را كه كارزار مىكنند با ايشان كافران به كارزار ، بدانك ستم رسيده شدند ايشان از جهت كافران ستمكار ؛
وَ إِنَّ اللَّهَ عَلى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ
و خداوند ماست ، كه بر نصرت ايشان تواناست . ( 39 )
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ
آنها كه بيرون « 8 » كرده شدند از ديار خويش ، بىآنكه سزاى آن شدندى به كردار خويش
إِلَّا أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ
ليكن « 9 » بدانك مىگويند پروردگار ماست ، آنك خداوند و آفريدگار ماست
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ
هامش
( 1 ) - ن و ت : « نه » ندارد .
( 2 ) - ن : و لكن .
( 3 ) - ن : نام خداى را .
( 4 ) - ن : دنيا .
( 5 ) - در « ن » عبارت « و به . . . روندگان » نيامده است .
( 6 ) - ن : « هر » ندارد .
( 7 ) - ن :
نسپاسى .
( 8 ) - ن : برون .
( 9 ) - ن : لكن .