بركنده شد از زبر زمين ،
ما لَها مِنْ قَرارٍ
نيست مر وى را « 1 » قرار و تمكين . ( 26 )
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ
استوار دارد خداى تعالى مؤمنان را بر قول استوار و آن كلمهء توحيد است و ايمان ، درين جهان و در آن جهان ؛
وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ
و مخذول گذارد خداى تعالى ستمكاران را تا آنگاه كه ايشان راست اختيار ظلم و ضلالت ،
وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ
و كند خداى تعالى هر چه از اضلال و هدايت . ( 27 )
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً
ا نمىنگرى يا محمد به آنها كه بدل كردند نعمت خداى تعالى را به نسپاسى ،
وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ
و درآوردند قوم خويش را به سراى هلاك به ناحقشناسى ؛ و آن سراى دوزخ سوزان است
يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ
درآيند به وى و بد قرارگاهى كه آن است . ( 28 - 29 )
وَ جَعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً
و مانند خداى تعالى گفتند بتان را ،
لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِهِ
تا گمراه كنند از راه وى ديگران را
قُلْ تَمَتَّعُوا
بگو يا محمد بهره گيريت تا در دنياتان زمان است
فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ
چه بازگشت شما دوزخ « 2 » سوزان است . ( 30 )
قُلْ لِعِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا
بگو يا محمد بندگان مرا كه ايمان آوردهاند
يُقِيمُوا الصَّلاةَ
[ تا ] نماز بر پاى دارند چنان كه « 3 » قبول كردهاند
وَ يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَ عَلانِيَةً
و هزينه كنند از آنچه « 4 » روزى كردمشان در نهان و آشكارا ،
مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خِلالٌ
پيش از آن كه « 5 » بيايد روزى كه نبود در وى بيع و شرا ، و دادن و گرفتن فدا ، و نه دوستى تا دست گيرد هيچ دوستى مر هيچ دوست را . ( 31 )
هامش
( 1 ) - ن : مر او را .
( 2 ) - ن : به دوزخ .
( 3 ) - ن : چنانك .
( 4 ) - ن : آنج .
( 5 ) - ن : آنك .