تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
فَإِنْ لَمْ تَأْتُونِي بِهِ فَلا كَيْلَ لَكُمْ عِنْدِي وَ لا تَقْرَبُونِ
اگر نياريتش به حضرت من ، خواربار نبريت از مملكت من ، و نمانمتان كه بگرديد گرد ولايت من . ( 60 )
قالُوا سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ
گفتند در خواهيمش « 1 » از پدر خويش چنانك بنمودى
وَ إِنَّا لَفاعِلُونَ
و ما كنندگان آنيم كه تو فرمودى . ( 61 )
وَ قالَ لِفِتْيانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ فِي رِحالِهِمْ
و گفت يوسف مر بندگان خويش را كه آن بضاعت كه آوردند ، و در بهاى خواربار به ما سپردند ؛ پوشيده در رخت‌شان « 2 » بنهيت ، و ايشان را خبر مدهيت ؛
لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
تا بود كه بشناسندش چون به اهل خويش بازگردند ، و بار بگشايند ، و گمان برند كه به غلط نهاده شده است از بهر [ ردّ ] امانت را بازآيند . ( 62 )
فَلَمَّا رَجَعُوا إِلى أَبِيهِمْ
چون بازگشتند از برادر خويش ، سوى پدر خويش
قالُوا يا أَبانا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ
گفتند اى باب بزرگوار ما ، بازمىدارند اين بار اگر بىبرادر رويم خواربار ما .
فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا نَكْتَلْ
فرست « 3 » با ما برادرى ما بن يامين را اين بار ، تا قبض كنيم به نام وى يك شتروار خواربار
وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ
و ماييم مر وى را « 4 » نگاه دار . ( 63 )
قالَ هَلْ آمَنُكُمْ عَلَيْهِ إِلَّا كَما أَمِنْتُكُمْ عَلى أَخِيهِ مِنْ قَبْلُ
گفت هرگز امين دارم شما را بر بن يامين ، مگر چنانك امين داشتم شما را بر برادرش يوسف پيش از اين ؟
فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ
خداى تعالى است بهتر نگهدارنده بر بندگان ، و وى است بخشاينده‌ترين بخشايندگان . ( 64 )
وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتاعَهُمْ
[ و ] چون گشادند بار خويش ،
وَجَدُوا بِضاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ
يافتند در بار خويش بهاى خواربار خويش ؛
قالُوا يا أَبانا ما نَبْغِي
گفتند
هامش
( 1 ) - اصل : در خواهيم . ( 2 ) - ن : ايشان . ( 3 ) - ن : بفرست . ( 4 ) - ن : ورا .