يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً
اى قوم من نمىخواهم از شما مزدى برسانيدن رسالت ،
إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي
نيست مزد من مگر بر آنك بيافريد مرا به قدرت ؛
أَ فَلا تَعْقِلُونَ
ا خردتان نيست كه بدانيت ، كه از راه حق برگردانيت « 1 » . ( 51 )
وَ يا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ
و اى قوم من آمرزش خواهيت از پروردگار خويش ، و استوار باشيت در مستقبل بر توبه و استغفار خويش ؛
يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً
تا بفرستدتان از آسمان ، بارانهاى فراوان ؛
وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمِينَ
و بفزايدتان قوّت بر قوّت ، و روى مگردانيت از ايمان و طاعت . ( 52 )
قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ
گفتند يا هود نياوردى حجّتى كه دلالت « 2 » كند بر درستى كار تو ،
وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ
و نييم [ ما ] مانندهء عبادت بتان خويش به گفتار تو ،
وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ
و نييم ما استوار دارندهء گفتار تو « 3 » .
( 53 )
إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ
نمىگوييم مگر كه بعض از بتان ما خلل درآوردند به عقل تو ، چون عيب گفتنشان بود فعل تو . ( 54 )
قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ مِنْ دُونِهِ
گفت من گواه مىكنم خداوند را و شما نيز گواه باشيت ، كه من بيزارم از آن بتان كه شما ايشان را شريك مىداريت ،
فَكِيدُونِي جَمِيعاً
همه با من دستان كنيت ،
ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ
باز مرا زمان مدهيت . ( 55 )
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ
من توكّل كردم بر خداى تعالى كه پروردگار من و پروردگار
هامش
( 1 ) - ن : بركرانيت - ت : بركرانيد .
( 2 ) - ن و ت : دليل .
( 3 ) - ن و ت : ما استوار دارندگان تو .