آيَةً
و اين معجزهاى است كه شما را داد ؛
فَذَرُوها تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّهِ
بمانيتش تا در زمين خداى عز و جل مىچرد ، و آب و گياه وى مىخورد
وَ لا تَمَسُّوها بِسُوءٍ
و مرسانيت به وى هيچ بد ،
فَيَأْخُذَكُمْ عَذابٌ قَرِيبٌ
چه عذاب زودتان بگيرد .
( 64 )
فَعَقَرُوها
پى زدندش ، و بكشتندش ؛
فَقالَ تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ
گفت برخوردارى برداريت سه روز در شهر خويش ، از مال و نعمت و عمر خويش .
ذلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ
اين وعدهاى است نى دروغ و نى خلاف « 1 » ، كه بيايدتان [ اين عذاب ] و اين اتلاف . ( 65 )
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا
چون آمد فرمان ما به عذاب ثموديان ،
نَجَّيْنا صالِحاً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا
رهانيديم به رحمت خويش صالح پيامبر را با مؤمنان ؛
وَ مِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ
و از رسوايگى آن روز با هيبت
إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ
چه پروردگار توست موصوف به كمال قوّت و عزّت . ( 66 )
وَ أَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ
و گرفت مشركان را عقوبت صاعقه با هلاكت ، با بانگ با سياست ؛
فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ
شدند بامداد در خانههاى خويش در روى افتادگان ، و بر جاى جاندادگان
كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها
گويى هرگز نبودندى درين جهان ؛
أَلا إِنَّ ثَمُودَ كَفَرُوا رَبَّهُمْ أَلا بُعْداً لِثَمُودَ
بدانك ثموديان كافر شدند در خداى خويش ، و هلاك شدند همهء ثموديان [ در جاى خويش ] . ( 67 - 68 )
وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى
و آمد « 2 » فريشتگان ماسوى « 3 » ابراهيم پيامبر برسانيدن بشارت ،
قالُوا سَلاماً قالَ سَلامٌ
ايشان سلام و تحيّت گفتند و وى بازداد
هامش
( 1 ) - ن و ت : بىدروغ و بىخلاف .
( 2 ) - ن : آمدند .
( 3 ) - ن : فرشتگان ما بسوى .