وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ
و كيست تدبير و تقدير كارهاى بندگان كننده ،
فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ
هرآينه گويند [ كه ] خداى تعالى است اين همه را آفريننده ؛
فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ
بگوى پس چرا نمىترسيت از عقوبت [ وى ] ، و چرا نمىآريت شكر نعمت وى . ( 31 )
فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ
اينست خداوند شما و پروردگار شما ، مر الوهيّت را « 1 » و ربوبيّت را سزا ؛
فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ
چه بود سپس حق مگر ضلالت ،
فَأَنَّى تُصْرَفُونَ
چگونه گردانيده مىشويت از اين راه راست به جهالت . ( 32 )
كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لا يُؤْمِنُونَ
همچنين خبر داده است به راستى پروردگار تو ، از اين معاندان روزگار تو ؛ كه نيارند ايمان ، و نيابند امان . ( 33 )
قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ
بگوى ا هست از بتان شما كسى كه به آغاز خلق آفريند ، و از سپس ميرانيدن باز زنده گرداند .
قُلِ اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ
بگوى خداى است باوّل آفريننده ، و باز از سپس مرگ زنده گرداننده ؛ چگونه بازگردانيده مىشويت از ايمان ، با روشنى اين حجّت و برهان . ( 34 )
قُلْ هَلْ مِنْ شُرَكائِكُمْ مَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ
بگوى ا هست از بتان شما كسى كه راه نمايدتان به راه راست ،
قُلِ اللَّهُ يَهْدِي لِلْحَقِّ
بگوى خداوند ماست ، نمايندهء راه راست « 2 » .
أَ فَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى
بگوى آن خداى كه راه راست وى دهد اولاتر است كه فرمان وى پيش رفته شود ، يا آن بتانى كه از ايشان « 3 » هدايت نيايد ، و گشتن وى را از جاى به جاى گردانندهاى ببايد ؛
فَما لَكُمْ
چه بوده استتان ،
كَيْفَ تَحْكُمُونَ
چگونه حكم مىكنيت اى گمراهان . ( 35 )
هامش
( 1 ) - ن : « را » ندارد .
( 2 ) - ن : كه راه راستدهنده خداى ماست .
( 3 ) - ن : بتى كه از وى .