وَ لا فِي الْأَرْضِ
بگو يا محمد ا خبر مىدهيد خداى تعالى را بدانچه « 1 » مىداند كه نيست نه « 2 » در آسمانها و نه در زمين ،
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يُشْرِكُونَ
پاك است خداى تعالى و دور از آنچه « 3 » مىگويند مشركان بنفرين . ( 18 )
وَ ما كانَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً واحِدَةً فَاخْتَلَفُوا
و نبودند مردمان مگر يك امّت ، همه بر اسلام و توحيد و معرفت ، پس مختلف شدند به انواع كفر و ضلالت ،
وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ
و اگر نه حكم است رفته « 4 » از خداى تو بتأخير جزاء ايشان به قيامت ،
لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ فِيما فِيهِ يَخْتَلِفُونَ
حكم كرده شدى در آنچه « 6 » خلاف « 5 » مىكنند به تعجيل هلاك [ اهل ] كفر و نكرت ، و رهانيدن اهل ايمان و طاعت . ( 19 )
وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ
و مىگويند چرا فرستاده نمىشود به تو ، معجزهاى كه ما مىخواهيم به آرزو ؛
فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ
بگوى كه غيب مر خداى راست فرستادنى و نافرستادنى وى داند ، و فرستادن وى تواند ،
فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ
مىپاييت وعدههاى ديو را شما ، چه پايندهء وعدههاى خداونديم ما . ( 20 )
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُمْ
و چون برسانيم به مشركان نعمتى ، از بعد آنك رسيده بود به ايشان محنتى ،
إِذا لَهُمْ مَكْرٌ فِي آياتِنا
مى پديد آيد از ايشان در آيات ما مكرى و مخالفتى ؛ يعنى آلت مىسازند نعمتهاى ما را ، مر مكر كردن را با رسول صلى اللّه عليه و سلم و مؤمنان كه پيداكنندهاند آيتهاى ما را ؛
قُلِ اللَّهُ أَسْرَعُ مَكْراً
بگوى كه خداى تعالى زود رسانندهتر است جزاى مكر ايشان ،
إِنَّ رُسُلَنا
هامش
( 1 ) - ن : بدانج .
( 2 ) - ن : « نه » ندارد .
( 3 ) - ن : آنج .
( 4 ) - ن و ت : و اگر نه حكم استى رفته .
( 5 ) - ن و ت : اختلاف .
( 6 ) - ن : آنج .