وَ إِذا ما أُنْزِلَتْ سُورَةٌ نَظَرَ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ هَلْ يَراكُمْ مِنْ أَحَدٍ
و چون فرستاده مىشود سورهاى از قرآن ، مىنگرند بعض به سوى بعض از منافقان ، و به چشم اشارت مىكنند كه كسى از مؤمنان مىبيندتان ؛
ثُمَّ انْصَرَفُوا
و چون بينند « 1 » كه كسى به ايشان نگران نيست ، بازگردند و بروند چون ايشان را قوّت « 2 » شنيدن قرآن نيست .
صَرَفَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ
برگردانيد خداى تعالى دلهاىشان را « 3 » سوى ضلالت ، به سبب آنك « 4 » ايشان قومىاند « 5 » تفكر و تأملناكنندگان « 6 » در دلالت . ( 127 )
لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ
آمد رسولى به شما هم جنس و هم نسب شما ،
عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ
دشوار آمد بر وى بزه و هلاك و مشقت و تعب شما ؛
حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ
حريص بر ايمانتان ،
بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ
بر مؤمنان بخشاينده و مهربان . ( 128 )
فَإِنْ تَوَلَّوْا
اگر روى بگردانند از متابعت تو ، و روى آرند به مخالفت تو ؛
فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
بگو يا محمد كه خداى تعالى مرا بسنده است « 7 » ، و كفايت وى به همه بندگان رسنده است ؛ و وى خداى يكى است ، و جز وى خداى نيست .
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
بر وى توكّل كردم ، و خويشتن به وى سپردم ،
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
و وى است آفريدگار عرش عظيم ، و سزاى تسبيح و تحميد و تهليل و تكبير و تمجيد « 8 » و تعظيم . ( 129 )
هامش
( 1 ) - ن و ت : چون دانند .
( 2 ) - ن : طاقت .
( 3 ) - ن : « را » ندارد .
( 4 ) - ن : بدانكه .
( 5 ) - اصل : قوم .
( 6 ) - ن : ناكننده .
( 7 ) - ن : پسندست .
( 8 ) - ن : « تمجيد » ندارد .