تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدارك التنزيل وحقائق التأويل (تفسير النسفي) (تفسيرى نسفى) (فارسى) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
بركاويده‌اى ، و از وقت وى پرسيده‌اى و بر رسيده‌اى و بشناختن وقت وى رسيده‌اى .
قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ
بگوى كه علم وى نزد خداى تعالى است و بس ،
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
و ليكن بيشتر « 1 » مردمان نمىدانند كه جز خداى تعالى مر اين را نداند كس . ( 187 )
قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ
بگو يا محمد كه من بىمشيّت خداى تعالى نتوانم ، كه نفعى يا ضررى به خويشتن رسانم ،
وَ لَوْ كُنْتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ لَاسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ
و اگر من غيب دانستمى ، به دست آوردن بسيار خير [ ها ] توانستمى ؛ يعنى اگر دانستمى كه كى است آمدن قيامت شما را بيا [ گاهانيد ] - مى و مرا تصديق كرديتى ، و بگرويديتى ، و من بدان خويشتن را ثواب بسيار حاصل گردانيديمى .
وَ ما مَسَّنِيَ السُّوءُ
و نرسيدى به من بديى يعنى تكذيب مشركان ،
إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
نيستم « 2 » من مگر ترسانندهء مشركان « 3 » ، و مزده‌دهندهء مؤمنان . ( 188 )
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
وى است آن خداوندى كه بيافريد شما را از يك‌تن و آن آدم پدر ما بود ،
وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها
و بيافريد از وى جفت وى و آن مادر ما حوّا بود ؛
لِيَسْكُنَ إِلَيْها
تا به وى بيارامد ،
فَلَمَّا تَغَشَّاها
چون به وى فراز آمد .
حَمَلَتْ حَمْلًا خَفِيفاً
بار گرفت از وى بار سبك آنگاه كه نطفه بود ،
فَمَرَّتْ بِهِ
به آسانى مىرفت با وى تا آنگاه كه نطفه و علقه بود ؛
فَلَمَّا أَثْقَلَتْ
چون گران بار شد به كلان شدن فرزند ،
دَعَوَا اللَّهَ رَبَّهُما
مشغول شدند به دعا و بر داشتن حاجت به خداوند .
لَئِنْ آتَيْتَنا صالِحاً
و گفتند اگر بدهى ما را فرزند درست اندام و پرهيزگار ، و شايستهء هر كار ؛
لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ
هرآينه
هامش
( 1 ) - ن : و لكن بيشترى . ( 2 ) - ن و ت : نيم . ( 3 ) - ن : كافران .