خطاست ،
وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ
و آفريده « 1 » هر چيزى را چنانك خواست ،
وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
و وى بر هر « 2 » چيزى داناست . ( 101 )
ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ
اين خداى پروردگار شماست ،
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ
نه خدايى جز وى و خداوند تعالى آفريدگار همهء چيزهاست ؛
فَاعْبُدُوهُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
وى را « 3 » پرستيت ، و نگهدار هر چيزى وى است و نگاه داشت از وى خواهيت . ( 102 )
لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ
درنيابد وى را « 6 » ديدهها چه درياب متناهى را بود و محدود ، « 4 » و وى خداوند تعالى منزّه است و مقدّس از تناهى و از حدود . فامّا ديدار وى حق است چه ديدار موجود را بود ، و وى خداى جل و علا موجود ،
وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ
و وى مدرك همهء ديدههاست ، و علم وى محيط به همهء آفريدههاست ؛
وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
و وى نوازندهء بندگانست ، و دانندهء آشكارا و نهان است . ( 103 )
قَدْ جاءَكُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّكُمْ
آمد به شما حجتهاى پيدا ، از آفريدگار شما ؛
فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ
هر كه ببيند وى را « 7 » ست . آن منفعت ،
وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها
و هر كه خويشتن را « 5 » نابينا سازد بر وى است آن مضرّت ،
وَ ما أَنَا عَلَيْكُمْ بِحَفِيظٍ
و نهام [ من ] بر شما نگاهبان ، و حرب نكنم با شما تا نيايد فرمان . ( 104 )
وَ كَذلِكَ نُصَرِّفُ الْآياتِ
و همچنين مىگردانيم آيتهاى قرآن را ،
وَ لِيَقُولُوا دَرَسْتَ
تا گويند كافران كه از كتاب اهل كتاب خواندهاى و آوردهاى اين سخنان را ،
وَ لِنُبَيِّنَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ
و تا بيان كنيم درستى وى مر دانندگان را ( 105 ) .
هامش
( 1 ) - ن : و آفريد .
( 2 ) - ن و ت : به هر .
( 3 ) - ن : ورا .
( 4 ) - ت :
چه درياب محدود و متناهى را بود - ن : « و محدود » را ندارد .
( 5 ) - ن : « را » ندارد .
( 6 ) - ن : ورا .
( 7 ) - ن : ورا .