2 - نكره : اندكى در دنيا برخوردارى يابند . ( سورهء 10 / آيهء 70 ) .
3 - اسم مصدرى : و گرد كنيت پراكندگى روزگار خويش را . ( سورهء 10 / آيهء 71 ) .
آنها كه داده بوديم . . . پيامبرى . ( سورهء 6 / آيهء 89 ) .
4 - بجاى كسرهء اضافه : هرآينه بياريمت سحرى ، كه با سحرى تو كند برابرى . ( سورهء 20 / آيهء 58 ) .
5 - در مورد شك و ترديد : گويى كه نبودى دينه ، رفته همه زيب و زينه . ( سورهء 10 / آيهء 24 ) .
6 - در بيان خواب : من ديدم در خواب هفت گاو فربه كه بخوردندى ايشان را هفت گاو لاغر . ( سورهء 12 / آيهء 43 ) .
7 - ياء لياقت : چه قيامت آمدنى است . . . و هرآينه پوشيدنى است . ( سورهء 20 / آيهء 15 ) 8 - ياء تمنى : گويد : مر شيطان خويش را كاشكى ميان من و تو از مشرق تا مغرب بودى مسافت . ( سورهء 43 / آيهء 38 ) .
9 - استمرارى : أ نرفتند در زمين تا بنگريستندى كه چگونه بود پايان كار امتان پيشين . ( سورهء 30 / آيهء 9 ) .
10 - ياء نسبت : و گويند لباس پارسايى ، بهتر از جامههاى بهايى . و گويند جامهء شفق زاهدانه بس كردن بهتر از جامههاى قيمتى خويشتن آراستن . ( سورهء 7 / آيهء 26 ) .
در اين كتاب انواع پساوندها به كار رفته است كه به بعضى از آنها اشاره مىشود :
شوخآبه ، زردآبه ، زاهدانه ، پيرانه ، دانا ، بينا ، خندان ، گريان ، ستمكار ، گناهكار ، پسرك ، كنيزك ، مامك ، بابك ، پوستك ، پرهيزگار ، آفريدگار ، رايگان ، تنهاگانه ، سهمگين ، دردگين ، آبگينه ، ديرينه ، سيمين ، آهنين ، خردمند ، سودمند ، سزامند ، بادناك ، شتروار ، ملوكوار ، پانصدساله .
استعمال ميان وند :
رويا روى ، دمادم ، كما بيش .
استعمال « راء » :
1 - براى مفعول بىواسطه :
بگو يا محمد كى حرام كرد آرايش را ؟ ( سورهء 7 / آيهء 32 ) .
2 - راء براى اختصاص :
بگوى كه اينها مر مؤمنان راست . ( سورهء 7 / آيهء 32 ) .