معارف آن روزگار و نيز كوشش بر فراگيرى و رساندن معانى قرآنى از يك نقطه به نقاط ديگر است .
ما نمونهاى از لغات متن را در جلد اوّل ، و بقيّه را به صورت فرهنگى كامل در پايان جلد آخر خواهيم آورد . امّا در اينجا شرح چند واژه را براى نمونه ذكر مىكنيم و سپس شرح آن را قدرى مفصّلتر در پايان كتاب خواهيد ديد .
نمونهاى از چند واژه
آختن
( - آهيختن ) ، بر آوردن ، بيرون كشيدن :
آخته شد از ايشان ، جامههاى ايشان ، تا بنمايد با ايشان عورتهاى ايشان . ترجمهء
يَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِيُرِيَهُما سَوْآتِهِما
. ( سورهء 7 / آيهء 27 ) .
آسغده
( - اسغده ) ، هيزم نيم سوخته .
يا بيارم [ تان ] افرازهء اسغده [ اى ] تا گرم شويد بدان ، ترجمهء
أَوْ آتِيكُمْ بِشِهابٍ قَبَسٍ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ
( سورهء 27 / آيهء 7 ) .
آگفت
( آكفت ) ، آزار و رنج :
چون شنيد آن گفت ايشان و آگاه شد از آگفت ايشان . ترجمهء
فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ . .
( سورهء 12 / آيهء 31 ) .
آماشتن
( - آماردن ) ، شمردن ، به حساب آوردن ، مجازا اهميت دادن ، به روى خود آوردن :
و چون بگذرند به لغو ، كريموار گذرند : و جائى بود كه كريمى درگذاشتن بود ، و بود كه در ناآماشتن بود . و بود كه در بازداشتن بود و بود كه در برّ داشتن بود ترجمهء
وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً .
( سورهء 25 / آيهء 72 ) .
اندخسيدن
، اندخسانيدن ، اندخسواره ( اندخسيدن پناه بردن ) :
و من به تو مىاندخسانم وى را ، و فرزندان وى را از ديو رانده . ترجمهء
وَ إِنِّي أُعِيذُها بِكَ وَ ذُرِّيَّتَها مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
. ( سورهء 3 / آيهء 36 ) .
انفرز
، در تنگى زيستن :
و آنها كه چون نفقه كنند اسراف نكنند و انفرزنى ، و در اين ميان عدل جوينده باشند و و بال ورزنى . ترجمهء
وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً
. ( سورهء 25 / آيهء 67 ) .
بجه
« 1 » ( - بيجه - پيچه ) ، موى پيشانى :
شناخته شوند مشركان به نشانى روهاشان ، و گرفته [ شود ] به بجهها « 2 » و پايان ، ترجمهء
يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيماهُمْ فَيُؤْخَذُ بِالنَّواصِي وَ الْأَقْدامِ
. ( سورهء 55 / آيهء 41 ) .
هامش
( 1 ) - اين ضبطها از نسخهء اصلى است .
( 2 ) - اين ضبطها از نسخهء اصلى است .