وَ لْيَتَلَطَّفْ
و چربى كندا در كار . ( سورهء 18 / آيهء 19 ) .
فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ
بيارندا سخنى همچون وى . ( سورهء 52 / آيهء 34 ) .
فعل مفرد و فاعل جمع :
مثل گروه كافران با گروه مؤمنان ، چون مثل كوران و كران است با بينايان ، و شنوندگان ؛ أ برابر بود به صفت أ پند نمىگيريت بدين موعظت . هود ، 11 / 24 .
آنان خوانده مىشود از جايگاه دور . ( سورهء 41 / آيهء 44 )
گاهى فاعل مفرد است و فعل آن جمع :
قالَ سَلامٌ فَما لَبِثَ أَنْ جاءَ بِعِجْلٍ حَنِيذٍ
. و وى بازداد جواب سلام و تحيت ؛ درنگ نكردند ، « 1 » كه گوسالهء بريان پيش ايشان آورد . ( سورهء 11 / آيهء 69 ) .
استعمال فعل جمع براى هركس :
و از مردمان كس است كه مىگزينند بر قرآن سخن خوش آينده را . ( سورهء 31 / آيهء 6 )
به كار بردن همزهء مضموم براى افادهء معنى پرسش ، مانند :
أَ فَلا تَذَكَّرُونَ *
أ پند نمىگيريت .
أَ فَلَمْ تَكُنْ آياتِي تُتْلى
ا نهخوانده مىشد آيات من بر شما .
أَ وَ لَمْ يَرَوْا *
ا نمىدانند .
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ *
ا تفكر نمىكنند .
أَ فَلا تُبْصِرُونَ *
ا نمىبينيت .
استعمال فعل بدون ضمير متصل ( - شناسه ) :
رفتى بجاى رفتمى : كاشكى من با ايشان رفتى تا من نيز مال بسيار گرفتى . ( سورهء 4 / آيهء 73 ) بودى بجاى بوديمى : ما نيز بودى مر شما را رهنماى . ( سورهء 14 / آيهء 21 ) كه مرحوم ملكالشعراء بهار آن را « حذف ضمير در متكلم مع الغير » نام نهاده است ، اما متأخرين بر اين عقيدهاند كه اين طرز استعمال فعل ، از بقاياى نثر پهلوى است ، زيرا در زبان پهلوى فعل ماضى اگر متعدى باشد به دو صورت صرف مىشود كه ما صرف يكى از آن دو صورت را در اينجا متذكر مىشويم :
در اين مورد گفتهاند : فعل به صورت اسم مفعول است و فاعل منطقى آن ، اسم در حالت صريح و يا ضمير مىباشد و ضمير متصل حذف مىشود :
هامش
( 1 ) - كه ما در متن اصلى به واسطهء رعايت سجع و هم از دو نسخهء ديگر آن را به « درنگ نكرد » اصلاح كرديم .