و واجب كرده است كه با آن جبّاران حرب كنيت ،
وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ
و به هزيمت برمگرديت چه از جملهء زيانكاران شويت . ( 21 )
قالُوا يا مُوسى إِنَّ فِيها قَوْماً جَبَّارِينَ
گفتند يا موسى در شهر اريحا جبّارانند ، و گردنكشان و با تركيبانند ، چهارصد گزانند ، و زيادت از آنند ؛
وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها حَتَّى يَخْرُجُوا مِنْها
و ما درنيابيم در وى ، تا ايشان بيرون « 1 » نيايند از وى .
فَإِنْ يَخْرُجُوا مِنْها فَإِنَّا داخِلُونَ
اگر ايشان بيرون « 4 » روند آنگه ما درآييم ، چه ما با ايشان به حرب بس نياييم . ( 22 )
قالَ رَجُلانِ مِنَ الَّذِينَ يَخافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا
گفتند دو تن از جملهء آن دوازده تن از نقباى يوشع بن نون و كالب بن يوفنّا كه از خداى تعالى مىترسيدند ، و انعام خداى تعالى بر خود مىديدند ؛
ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبابَ
اندرآييت شما به آن شهر ،
فَإِذا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غالِبُونَ
چون درآييت به وى شما را بود غلبه و قهر ،
وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
و بر خداى تعالى توكّل كنيت ، اگر گروندگانيت .
( 23 )
قالُوا يا مُوسى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِيها
گفتند يا موسى ما بر همانيم ، كه ما در وى نياييم ، تا آنگاه كه ما ايشان را در وى « 2 » مىدانيم
فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ
برو تو و برادر كلانتر تو هارون و شما هر دو حرب كنيت چه ما اينجا قراركنندگانيم . ( 24 )
قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي
موسى گفت اى پروردگار من ، مرا ولايت نيست جز بر خويشتن ، و برادر من نيز در اين معنى همچون « 3 » من ؛
فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِينَ
جدا كن ميان ما و اين فاسقان ، و از صحبت ايشان ما را
هامش
( 1 ) - ن : برون .
( 2 ) - ن و ت : در آنجا .
( 3 ) - ن و ت : همچو .
( 4 ) - ن : برون .