و فراخى و نعمت ، و امان و عافيت ، گويند اين از خداى تعالى است ما را عطيّت ؛
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ
و اگر برسد به ايشان حال بد : از كشتن و هزيمت ، و تنگى و محنت ، و بلا و شدّت ، گويند از نامباركى تو است يا محمد ما را اين حالت .
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
بگو يا محمد اين همه از خداى تعالى است به تقدير و مشيّت ،
فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً
چه بوده است اين قوم را كه نمىشناسند سخنى از غايت جهالت . ( 78 )
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ
آنچه « 1 » رسد به تو از حال نيك آن به فضل خداى تو است ،
وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ
آنچه « 8 » رسد به تو از حال بد به سبب زلّت تن بدفرماى تو است ؛
وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا
و فرستاديمت به خلق رسانيدن رسالت را ،
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً
بسنده است « 2 » خداى تعالى گواه . ( 79 )
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
هر كه طاعت دارد پيغامبر را ، طاعت داشت خداوند اكبر را ،
وَ مَنْ تَوَلَّى فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً
و هر كه روى بگردانيد « 3 » بر تو نيست عتاب آن ، چه نفرستاديمت بر ايشان نگهبان . ( 80 )
وَ يَقُولُونَ طاعَةٌ
و مىگويند منافقان [ كه ] ما ترا فرمان برداريم تا پيش تواند ،
فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ
و چون از نزديك تو بيرون مىروند « 4 » ،
بَيَّتَ طائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ
گروهى « 5 » از ايشان به خلاف گفتهء تو مىگويند ، و به شب مىسگالند تدبيرى كه در آن هلاك تو مىجويند ؛
وَ اللَّهُ يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ
و خداى تعالى مىفرمايد فرشتگان « 6 » را نسخت كردن سگالش ايشان ، تا روز قيامت فرمايد ايشان را « 7 » خواندن و
هامش
( 1 ) - ن : آنج .
( 2 ) - ن و ت : و پسندست .
( 3 ) - ن : روى گردانيد .
( 4 ) - ن : از نزد تو مىبرون روند .
( 5 ) - اصل . گروه .
( 6 ) - ن : فريشتگان .
( 7 ) - ن : فرمايدشان .
( 8 ) - ن : آنج .