تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
و ايشان كه بدروغ فراداشتند سخنان ما ، بر ايشان دراريم بكوم كردن و كين كشيدن باره باره بىشتاب ، از انجا كه ندانند . و درنك دهيم ايشانرا ، الاملاء ، الامهال اخذ من الملوين و هما اللّيل و النهار ، جديدان . و ملوان ، شب و روز را كويند و در لملّيت يك تفسير آنست كه : لعمّرت . ملّاك اللّه آنست : عمّرك اللّه * شعر :
بعلوّ الجدّ و الرّفعة و الطّير السّعيد * عشت حتّى تتملّى الف نيروز و عيد *
كه ساز من درواخ است ، كيد ساز نهانى است * و متين درواخ .
أَ وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا
. وقف نيكوست ايذر * درنينديشند * كه وقف كنى بس آن ما نفى است هم ايذر [ 4 ] و هم بسورة سبأ
ما بِصاحِبِكُمْ
« 1 »
مِنْ جِنَّةٍ
و در سورة نجم ، اين صاحب مصطفى است ، اين مرد ايشان از ديوانكى هيج جيز نيست . جنّة جنّ است و جنّة جنون * و نيست او مكر بيم نماى آشكارا
أَ وَ لَمْ يَنْظُرُوا
در ننكرند درين ملك آسمان و زمين و آنج خذاى آفريد ، از هرج آفريد و ان عسى و درننكرند بانديشهء خويش كه مكر جنان است كه اجل ايشان و هنكام سرنجام ايشان نزديك آمد
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ
بكذام سخن ، بس سخن خداى مىبخواهند كورفيد ، هركه اللّه ويرا كوم‌راه كرد راه نماى نيست ويرا . و نذرهم « 2 » واكذاريم ايشانرا ، ريهاذ ، در كزاف‌كارى ايشان يعمهون يتردّدون و يتحيّرون ، تا بىسامان مىروند و در ناشناخت مىباشند . العمه : التّحيّر . قال رؤبة :
هامش
( 1 ) . در نسخه «ما بِصاحِبِهِمْ» ضبط است . ( 2 ) . قرائت رايج : و يذرهم
بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة 5 | مؤلف مجهول / سيد مرتضى آية الله زاده شيرازى