نمىتوان به قطع و يقين اظهار كرد كه اين نسخه منقولات تفسير ميبدى است بلكه مىشود مدّعى شد كه هر دو از منبع ثالثى نقل كردهاند و يا منبع ميبدى همين نسخهء موجود است .
امّا از لحاظ ترجمهء آيات قرآن كريم به فارسى بين اين تفسير و تفسير ميبدى ، كه نوبت اوّل آن صرفا براى همين منظور است ، شباهتهايى از نظر چارچوب و سبك نگارش با نسخهء موجود ملاحظه مىشود لكن اختلاف فاحش ميان تفسير ميبدى و نسخهء موجود ، واژگان بسيار كهن فارسى است كه تفسير ميبدى از آنها خالى است و اين دو وضع متفاوت ، و در عين حال متقارب ، ما را به اين حدس مىرساند كه ميبدى تفسير اصلى خواجه را در قرن ششم كمى ساده و ترقيق كرده است و نه تنها در تفسير خواجه از لحاظ ايجاز و تفصيل تصرف كرده بلكه نگارشى از تفسير خواجه است و آنجا كه واژگان را دور از ذهن مىديده است با واژگان قريب به ذهن خوانندگان قرن ششم جابجا كرده است . نكتهء ديگرى كه در اين مقايسه ملاحظه مىكنيم اين است كه در نسخهء موجود جملهء مترادف فراوان دارد . و گاهى نيز به تناسب قرائتهاى مختلف ترجمههاى مختلف آورده است كه خود نشان تفاوت عمده با كار ميبدى و وسواس و ايمان و احتياط مفسّر مترجم است .
در نسخهء پيش روى ما ، كه من آن را قرآن مترجم و مفسّر مىخوانم ، ترجمه و تفسير و ساير مسائل از يكديگر تفكيك نشده بلكه همه باهم در يك قالب نگارشى تحرير شده است . بر خلاف نوبت اوّل تفسير ميبدى كه ترجمهء ظاهر آيات به فارسى و در غايت ايجاز است و نوبت دوم در تفسير ، وجوه معانى و اشباه و نظاير ، قرائات ، شأن نزول ، بيان احكام ، ذكر اخبار و آثار است و در نوبت سوم ، همانگونه كه پيش از اين اشاره كردم ، در بيان رموز عارفان و اشارات صوفيان و لطايف مذكّران است كه در قياس با نسخهء موجود در بابى ديگر است . چرا كه در نسخهء حاضر اين نوع جدايى و نوبتها را نداريم بويژه آنكه در اين نسخهء موجود جز يكى دو مورد از اشارات عارفان سخنى به ميان نيامده است .
بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة مقدمهء مصحح 30
مساهمون: مؤلف مجهول
صمقدمهء مصحح ٣٠