تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از تفسيرى كهن به پارسى (فارسى) — صفحة مقدمهء مصحح 33

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٣٣

مقدمهء دفتر نشر ميراث مكتوب « * »

از آن روزگار كه زبان فارسى نوين توانست در جاى يك زبان نوشتارى ، در بخش‌هايى از سرزمين گستردهء ما ، پا بگيرد و از آن هنگام كه نمونه‌هايى از نوشته‌هاى فارسى ، نظم و نثر ، به دست ما رسيده است ، در كنار يك زبان فارسى معيار ، كه در شمارى از نوشته‌هاى فارسى آن روزگار به كار گرفته مىشد ، بسيارى از متن‌هاى فارسى را مىبينيم كه از نظر زبان : واژه و ساخت ( صرفى و نحوى ) و آوا ، با يكديگر ناهمگونىهاى فراوان دارند ، همچنانكه زبان اين نوشته‌ها با زبان معيار هم ناهمخوانىهاى بسيار دارد . به گمان من مجموعهء اين ناهمگونىهاى زبانى با چگونگى روند ساخت‌گيرى و تركيب زبان فارسى در هريك از حوزه‌هاى گوناگون جغرافيايى پيوندى استوار دارد . براى اينكه از اين روند حركت و شكل‌گيرى زبان فارسى ، در هريك از حوزه‌ها ، آگاه شويم بهتر است گفته شود كه پس از آمدن اعراب به ايران و كمرنگ شدن زبان و خط پهلوى ، زبان فارسى با سود بردن از خط و زبان عربى و زبان‌هاى ايرانى ديگر ، كه در همان حوزهء جغرافيائى كارايى داشتند ، و به اصطلاح قدما زبان‌هاى محلى ، توانست در هريك از حوزه‌هاى جغرافيائى به‌گونه‌اى جلوه‌گر شود و رنگ و بوى ويژه‌اى بگيرد . از اين روى ما تعبير گونه يا گونه‌هاى زبانى
) etnairaV (
را براى ساخت يا
هامش
( * ) . از استاد ارجمند و زبانشناس فرزانه جناب آقاى دكتر على رواقى كه اين يادداشت گرانقدر و نيز فهرست برابرهاى قرآنى فارسى و فارسى قرآنى را كه در آخر كتاب درج شده ، در اختيار اين دفتر قرار دادند ، كمال امتنان و سپاس اظهار داشته و براى ايشان موفقيت و بهروزى آرزو مىكنيم . ( دفتر نشر ميراث مكتوب ) .