تفسير كفتند كه يؤدّيها المؤدّى من يده و هو قائم . و كفتهاند كه يؤخذ بلحيته ثمّ يقبض و قيل يصفع ثمّ يؤخذ منه *
[ سوره التوبة ( 9 ) : آيه 30 ]
وَ قالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ( 30 )
اين قوم از جهوذان كفتهاند ، نه همكان : بخت نصر بابلى نسختهاء توريت بسوخته بود در مسجد بيت المقدس و از آن در زمين نسخت نمانده بود . جون فرزندان بنى اسرائيل كه مانده بوذند بس كشتن بذران ايشان ، فرا رسيذند ، بتوريت محتاج بوذند و آن را نسخت نيافتند . اللّه تعالى توريت را از اول تا به آخر در دل عزير او كند تا بر ايشان خواند تا بشنيذند و نسخت كردند قوم ازيشان كفتند كه او بسر خذاى است كه مردم را توان جنين نيست .
مىكويد كه جهوذان كفتند كه عزير بسر خذاى است و ترسايان كفتند كه مسيح بسر اوست *
ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ
آن جيزى است كه به زبان مىكويند معنى آنست كه ايشانرا در آنج مىكويند هيج علمى و هيج اصلى نيست يضاهون عاصم را يضاهؤن ، يساوؤن
قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ
يعنى المجوس مىكويذ راست هام سخناند ، [ 49 ] با كافران كه بيش از ايشان بوذند يعنى كوران * الضهياء « 1 » المرأة الممسوحة الثّدى و عرب كويد كه ضاهيت ، ضاهأت غريب است
قاتَلَهُمُ اللَّهُ
، لعنت باذ از خذاى بر ايشان جون مىبركردانند ايشانرا از حق
هامش
( 1 ) . در نسخه الضيهاء است كه تصحيح شد