را به زحمت و مشقت بياندازد ، بلكه غرض از تشريع احكام طهارت ، پاك و پاكيزه كردن شما است تا نعمت صحت و سلامتى در اثر بهداشت و نظافت نصيب شما گردد و مقابل آن سپاسگزار نعمت خداوند شويد . »
نظافت از امورى است كه حسن آن ذاتى و عقلى است . مثل حسن احسان و عدالت و قبح ظلم و دروغ و خيانت . موافق با اصول فطرت و قوانين طبيعت و از غرائز عالم حيوان مىباشد و طبعاً هر فردى از بشر دوستدار پاكيزگى و نظافت است . در تمام مراحل حياتى خود از حيث نظافت لباس و بدن و ظروف و خوردنى و نوشيدنى و منزل و فرش و كوچه و خيابان بالاخره تمام محيط زندگى خود و وجدان و طبع هر فردى از بشر طالب و مايل پاكيزگى است . مانند شادى از صوت زيبا و مناظر زيباى طبيعت و كسى كه از آن خوشش نيايد عليل و مريض است .
چنانچه از ابوعلى سينا نقل شده « من لم يبتهج بالصوت الشجي و الحسن البهي فهو عليل المزاج يحتاج الي العلاج ؛ كسى كه شاد و مبتهج نشود و از صوت نيكو و موزون و زيباى صورت گلگون خوشش نيايد چنين كسى مريض است . بايد معالجه كند تا سلامتى يابد . »
در پايان اين بحث اين مطلب را از كتاب « اسلام و علم امروز » « 1 » نقل مىنمايم تا اينكه مطلب گذشته روشنتر گردد .
« ما نمىتوانيم اصول طهارت اسلامى را محدود به ميكروب بدانيم ، زيرا ميكروب چيزى است كه از يك الى دو قرن قبل در دنيا كشف شده و هنوز خيلى چيزهاى فهميدنى در اين زمينه مانده كه دانشمندان آينده بايد كشف نمايند .
ما فهميدهايم كه اسلام در دستورهاى طهارت خود در نظر داشته كه ميكروبها زدوده شوند و دانستهايم كه در هزار و سيصد سال قبل اسلام اين كشف علمى را كه امروز دانشمندان با تجربه فهميدهاند ، مورد توجه
هامش
( 1 ) . اسلام و علم امروز ، ص 421 .