سه را بنام ( تحويل شيميايى ) يا تجزيه مواد آلى فسادپذير به عناصر كانى بسيطه و تركيب جديد ، مىناميم .
روشن است كه طبق توضيح فوق ، آثار سوء نجاست و ميكروبهاى آن به كلى معدوم مىگردد و تركيب جديد حاصل مىشود و عناصر اوليه كه از تجزيه و تحليل حاصل مىشود ، كانى و بىآزار است .
در كتاب مطهرات در اسلام آمده است كه : « در زمانى كه نه ترموديناميك و شيمى وضع شده و نه صحبتى از تحويلات (
Transformations )
در ميان بود ، گفتن اينكه اشياء ، قبول استحاله و تغيير خاصيت مىنمايد . لااقل مستلزم حس مشاهده تيزى مىباشد .
و اگر اين معنى را با علم به اينكه نجاسات ، مواد آلى فسادپذير هستند و مواد آلى طبعاً قابل تحويلند و تحويل باعث برگردانيدن آنها به صورت معدنى بىآزار است ، جمع كنيم و متذكر باشيم كه براى خارج شدن نجاست از حال نجاست راهى جز استحاله وجود ندارد ، تعجب ما بيشتر خواهد شد و تصديق خواهيم كرد كه قانونگذار اسلام در ضمن توجه به مسئله استحاله يك اصل كلى صحيحى را بيان كرده است .
لازم به ذكر است اعتقاد به اينكه نجاسات در اثر استحاله پاك مىشوند ، نظريه اخير ما را تأييد نموده و نشان مىدهد كه همانند گفتار شرع ، نجاست يك امر ذاتى يا وهمى كه به اسامى يا مكانها تعلق بگيرد ، نمىباشد .
بلكه موضوعى است كاملًا جسمانى و مربوط به بهبود زندگانى خصوصاً كه صرف تماس يا ارتباط را سبب نجس شدن ندانسته بلكه يك راه انتقال فيزيكى يعنى ارتباط مربوط يا چسبيدن عين ، شرط شده است .
استحاله كه بر طرف كننده نجاسات است ، دامنهى مطهرات را وسعت مىدهد . هر چيزى كه سبب تبديل شدن نجاست گردد و بعدها كشف يا به كار برده شود ، مىتوان آن را جزء مطهرات به شمار آورد . و هر زمانى كه يقين بر استحاله و انقلاب نجاستى حاصل شد ، آن را پاك شده بايد دانست .