حضرت امام زين العابدين ( ع ) در حال نماز مثل بيد مىلرزيد و سيل اشك او روان بود !
حضرت امام صادق ( ع ) در نماز مثل ديگ مىجوشيد .
چرا ما به اين مقامها نرسيدهايم ؟ ! چون آن مقام شناخت حضرت بارى تعالى را نداريم ونمىتوانيم حقيقت بندگى را درك كنيم .
كسى را كه در پيشگاه پادشاه يا بزرگى طلبيدهاند هنگامى كه وارد مىشود چقدر توجّه دارد و ادب ظاهرى را رعايت مىكند ، در صورتى كه آن پادشاه هم بندهى عاجزى است كه از خودش قدرتى ندارد و هر چه دارد از خدا دارد ، پس كسى كه در مقابل سلطان سلاطين عالم ، كه همهى كرات عالم و ملك و ملكوت ، مسخّر او هستند ايستاده ، سزاوار است بيش از اين مؤدب و لرزان و خاشع وهراسان باشد .
امورى كه موجب خشوع و حضور قلب مىگردد :
1 . فكر كنيم كه در مقابل كه ايستادهايم و با كه صحبت مىكنيم و منظور از اين قيام و قعود و ركوع و سجود چيست ؟
2 . توجّه به معانى الفاظ نماز ، كه اگر ملتفت معانى آن باشى بهتر است .
3 . ترتيل در قرائت همراه با طمأنينه و آرامش نفس ، و با تأنّى نماز خواندن به حضور قلب و خضوع و خشوع بسيار كمك مىكند .
4 . افكارى كه وارد قلب شد سريع آن را بيرون كنيم و به ياد خدا شويم ، و گرنه از راه تداعى معانى ، سلسله افكار مختلف ، يكى پس از ديگرى ، به قلب هجوم مىآورد و تا آخر نماز از فوائد حقيقى نماز محروم مىمانيم .