عامل اصلى پذيرش شايعه در جامعه ، ضعف خبررسانى و وجود شبهات و نقاط كور اخبار و اطلاعات است .
بهر حال شايعه يك ناهنجارى اجتماعى است و اثرات مخربى بر روان جامعه و فرد بجاى مىگذارد . اسلام براى مقابله با اين ناهنجارى دستور مىدهد هر حرفى پذيرفته نشود ، بلكه خبرى قابل پذيرش است كه مخبر آن عادل بوده و يا حداقل ثقه باشد . علاوه اينكه در مسائلى مانند « دماء » و « فروج » كه از اهميت ويژهاى برخوردارند ، خبر عادل واحد هم كارگر نبوده و تنها خبر دو يا چهار شاهد عادل و بلكه بيشتر اعتبار دارد .
دقت اجرائى اين حكم به حدى است كه در باب « فروج » با كمتر از چهار عادل ، نه تنها چيزى ثابت نمىشود بلكه همهء شهود بايستى مجازات شوند تا كسى به چيزى گواهى دروغ ندهد .
در باره شأن نزول آيهء شريفه وارده شده است كه :
در مورد « ماريه » يكى از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله و مادر ابراهيم فرزند رسول خدا ، شايعه نمودند كه وى با پسر عموى خود ارتباط دارد . و او گاه و بيگاه سراغ ماريه مىرود .
پيامبر خدا ، حضرت امير عليه السلام را خواست و شمشيرى به وى داد و فرمود : نزد ماريه برو و اگر پسر عمويش را نزد او ديدى گردنش را بزن .
مولاى بيان عرض كرد : مأمورم همانند سكهء تفتيده عمل كنم يا بر طبق گسترش ديد حاضر نسبت به غايب فرمان برم ؟ حضرت امير عليه السلام با استفاده از مَثَل « سكهء تفتيده » از ميزان اختيار خود در اجراى فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله سؤال نمود . سكه در لغت عرب وسيلهاى است براى نقش زدن بر طلا و نقره تا اينكه آنها پول رايج شوند و طلا و نقرهاى كه ضرب سكه مىخوردند ، مسكوك مىگفتند .
براى اينكه سكه بر طلا و نقره اثر كند آن را داغ مىكردند و بر درهم و دينار
اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: على غضنفرى
ص٦٢