كسى ببيند و يا بشنود و آن را حمل بر معصيت كند و سپس به نحوى موجبات هتك حرمت او را فراهم نمايد . بنابراين داخل شدن چيزى به ذهن بدون هيچگونه انفعالى ، بىتأثير بوده و ادله حرمت سوءظن از آن منصرف هستند .
2 - حسنظن به خداوند
حسنظن به خداوند به اين است كه تنها به وى اميدوار باشى و از هيچ چيزى غير از او نترسى و حالتى بين خوف و رجاء در خود ايجاد كنى .
قال الصادق عليه السلام :
« حُسْنُ الظَّنِ بِاللَّهِ انْ لاتَرْجُوَ الّا اللَّهَ وَلا تَخافَ الّا ذَنْبَكَ » « 1 »
ميزان و مقدار حسنظن به خداوند نيز بستگى به مقدار خوف و خشيت از مقام خداوند دارد .
قال على عليه السلام :
« انِ اسْتَطَعْتُمْ انْ يَشْتَدَّ خَوْفُكُمْ مِنَ اللَّهِ وَانْ يَحْسُنَ ظَنُّكُمْ بِهِ فَاجْمَعُوا بَيْنَهُما ، فَانَّ الْعَبْدَ انَّما يَكُونُ حُسْنُ ظَنِّهِ بِرَبِّهِ عَلى قَدْرِ خَوْفِهِ مِنْ رَبِّهِ وانَّ احْسَنَ النّاسِ ظَنّاً بِاللَّه اشَدُّهُمْ خَوْفاً للَّهِ » . « 2 »
هامش
( 1 ) - حسنظن به خداوند اين است كه به غير او اميدوار نباشى و جز از عقوبت گناهت نهراسى . ( بحار الانوار - جلد 70 - صفحه 367 ) .
( 2 ) - اگر مىتوانيد خوفتان از خدا شديد باشد و در عين حال به خداوند حسنظن داشته باشيد . چنين كنيد چرا كه ميزان حسنظن بنده به خداوند به اندازه خوفش از اوست و آن كس كه به خدا حسنظن دارد بايد بيشتر از او خائف باشد تا خوف و رجا متعادل گردد . ( نهج البلاغه - نامه 27 ) .