مأمور تحقيق فرستاد تا اطلاعاتى جمع آورى كنند . ماموران نزد خالد برگشتند و وفادارى بنىمصطلق را به اسلام اعلام نمودند و گفتند : ما خود صداى اذان آنها را شنيدهايم .
صبحدم خالد شخصاً سراغ آنها رفت و صدق گفتار مخبرين را مشاهده نمود سپس آيهء فوق نازل گشت .
وليد بن عُقْبه در جاى ديگر قرآن نيز فاسق معرفى شده است :
« أَ فَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ »
« 1 »
اين آيه در سورهء « سجده » واقع شده و مفهومى كلى دارد . و البته در تفاسير مختلف ، مؤمن به حضرت امير عليه السلام و فاسق به وليد بن عقبه تطبيق شده است .
آوردهاند : روزى « وليد بن عقبه » به حضرت امير عليه السلام گفت : من زبانى فصيحتر از تو و نيزهاى برندهتر از تو دارم ( انا ابسط منك لسانا و احد منك سناناً ) حضرت در پاسخ او فرمود : نه چنين است اى فاسق
« لَيْسَ كَما تَقُولُ يا فاسِقُ » .
حضرت عليه السلام در بيان خود اشاره به داستان بنىمصطلق و اينكه قرآن كريم وليد را فاسق معرفى كرده است ، نمودند .
وليد را بهتر بشناسيم
وليد برادر مادرى عثمان بود ، عثمان او را به استاندارى كوفه منصوب كرد ، وى از خزانهدار « عبد اللَّه بن مسعود » مبلغى قرض نمود و مىخواست پرداخت نكند .
ابن مسعود اصرار در پرداخت بدهى وليد مىكرد . عاقبت وليد به عثمان نوشت خزانهدار ديگرى معين نمايد . عثمان نيز به ابن مسعود نوشت : تو خزانهدار ما هستى ، و ما تو را به عنوان خزانهدار منصوب كردهايم لذا متعرض وليد مشو .
هامش
( 1 ) - ( سجده - 18 ) آيا كسى كه با ايمان باشد همچون فاسق است ، نه هرگز اين دو برابر نيستند .