گرفت . عدهاى كه تمايلى به اسلام نداشتند و آن را مخالف مطامع خود مىديدند و از سوئى توان مقاومت در برابر اعتقاد راسخ مسلمانان را در خود نمىديدند ، به ظاهر مسلمان شدند و در صفوف مسلمانان قرار گرفتند . آنان در هر لحظهاى كه فرصتى بدست مىآوردند بر اسلام مىتاختند .
البته ناگفته نماند كه آنچه كه بيان شد معناى نفاق اصطلاحى است . و بايد دانست نفاق معنائى وسيع داشته و هرگونه دو روئى عملى را شامل مىشود .
بنابراين هركس ظاهر و باطن او در هر امرى برابر نباشد به اندازه همان مقدار از نابرابرى ، داراى ريشههاى نفاق است . بر همين مبنا بسيارى از گناهان چون ريا ، شرك خفى ، خيانت و . . . از انواع مختلف نفاق محسوب مىشوند .
با توجه به اين مقدمه ، نفاق به دو بخش كلى تقسيم مىشود كه عبارت است از :
1 - نفاق اعتقادى
مراد از اين نوع نفاق همان نفاق اصطلاحى است ، چنين منافقى اصولًا ايمان نياورده است و در ادعاى ايمانش كاذب مىباشد . دو خبر ذيل از حضرت امير عليه السلام كه نفاق را برادر شرك و يا آن را با كفر دوقلو شمرده است ، به اين نوع از نفاق اشاره دارند .
« النِّفاقُ اخُو الشِّرْكِ » « 1 »
« النِّفاقُ تَوْأَمُ الْكُفْرِ » « 2 »
2 - نفاق عملى
اين نوع از نفاق ، هرگونه دوگانگى ظاهر و باطن را شامل مىشود . بنابراين بسيارى از گناهان فردى و اجتماعى چون تمسخر و تحقير ديگران ، وعده كذب ،
هامش
( 1 ) - نفاق برادر شرك است . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - نفاق و كفر دوقلو هستند . ( غرر الحكم ) .