تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥

نفاق

« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ »
« 1 » نفاق از ريشه ( نفق ) به معناى كانال‌هاى زير زمينى براى مخفى شدن است ، و منافق نيز خود را در حجابى مخفى مىنمايد تا شناخته نشود . تا سيزده سال پس از بعثت پيامبر اكرم ، مسلمانان در نهايت ضعف بودند ، شكنجه مىگشتند ، به شهادت مىرسيدند ، در شعب ابى طالب محاصره مىشدند ، و يا مجبور به هجرت به نقاط دور دستى چون حبشه و جلاى وطن مىگشتند ، و آنان در نهايت به مدينه مهاجرت كردند . از همان لحظات آغازين ورود پيامبر اسلام به مدينه كه ابهت اسلام آشكار شد ، عده‌اى مانند « عبداللَّه ابَىْ » كه قصد حكومت بر مدينه را داشتند موقعيت خود را متزلزل ديدند و چون نتوانستند مستقيماً به مقابله با پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله برخيزند ، در خفاء به مخالفت پرداختند . بعد از جنگ بدر در سال دوم هجرت حكومت محدود اسلامى در مدينه شكل
هامش
( 1 ) - ( بقره - 8 ) گروهى از مردم مىگويند : به خدا و روز قيامت ايمان آورده‌ايم و حال آنكه ايمان نياورده‌اند .