هر نقطه جائى و . . .
هر چيزى حالتى از افراط و تفريط را در اطراف وضع اعتدالى خود داراست .
هدف علم اخلاق ايجاد وضعيت اعتدالى و طرد دو حالت افراط و تفريط مىباشد .
سخن نيز از اين قانون كلى مستثنى نيست ، و همانطوركه پرگوئى و پرحرفى قبيح شمرده مىشود ، گاه ضرورت و نياز به تكلم ، سكوت قبيحتر و زشتتر است .
آدمى بايست وجههء اجتماعى خود را حفظ كند ، همانطوركه در رسيدن كمال فردى مىكوشد ، براى دستگيرى ديگران تلاش نمايد و نسبت به خلايق خدا مهربان و دلسوز بوده و هلاكت آنها را نپسندد و اينها گاه به غير سخن امكانپذير نيست .
بر اين اساس ، همهء دستورات اسلامى در مورد سكوت جنبهء اخلاقى دارند و منظور آنها اين است كه از زبان گناهى صادر نشود و سخنى كه از مايهء گناه سرچشمه گرفته يا خود گناه مىباشد و يا موثر در گناه است بر زبان رانده نشود .
با توجه به اين مطلب در بسيارى مواقع سخن گفتن نه تنها قبيح نيست بلكه واجب شرعى است ، سخن براى رفع حوائج و نيازهاى جسمى و روحى خود ، امر به معروف و نهى از منكر ، هدايت جامعه ، ترويج علوم و معارف مورد نياز دنيا و آخرت بشر و . . . از اين گونه سخنانند .
رسول خدا صلى الله عليه و آله زبان را زيور انسان و جمال وى شمرده است .
« الْجَمالُ فِى اللِّسانِ » « 1 »
حضرت امير عليه السلام در اين باره مىفرمايد :
« الْقُوْلُ بِالْحَقِّ خَيْرٌ مِنَ العَىِّ وَ الصَّمْتِ » « 2 »
هامش
( 1 ) - زيبائى در زبان آدمى است . ( بحار الانوار - جلد 77 - صفحه 141 ) .
( 2 ) - سخن به حقّ و در جاى خود بهتراست از لال ماندن و خاموش نشستن . ( غررالحكم ) .