تا انسان حرفى نزند ، ماهيّت وى همچنان در هالهاى از ابهام قرار دارد و خصوصيات او آشكار نمىشود امّا با اولين سخنش ، لهجهء وى شناسائى مىشود و به تدريج ميزان ادب اجتماعى ، نزاكت فردى ، علم و دانش و . . . عيان مىگردد .
تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد
حضرت امير عليه السلام نيز مىفرمايند : كثرت سكوت براى انسان هيبت مىسازد .
« بِكَثْرَةِ الصَّمْتِ تَكُونُ الهَيْبَةُ » « 1 »
2 - زيور علم
سخن زياد نشانه جهل است و آنكه عالمتر است كم سخنتر است ، انسانى كه ظرفيت و حلم او اندك است دانش اندك خود را پيوسته بيان مىدارد و بدين وسيله براى خود در پى كسب وجهه مىباشد ، امّا كسى كه بسيارى از معلومات را در خود جاى داده است ، علم و حلم را مقرون هم ساخته و جز به هنگام ضرورت و به قدر ضرورت چيزى نمىگويد .
مَثل اين دو كس ، مَثل كوزهاى است كه اگر قطره آبى داشته باشد صداى خود را به همه مىرساند ولى كوزهء پر آب ساكت و آرام مىباشد . و يا جيبى كه چند سكهء پول در خود جاى داده ، مقدار ارزش خود را به همه اعلام مىدارد ولى جيب پر از اسكناس هرگز خودنمائى نمىكند .
قال على عليه السلام :
« الصَّمْتُ زَيْنُ الْعِلْمِ وَ عُنْوانُ الْحِلْمِ » « 2 »
3 - سلامتى و حفظ نفس
بسيارى از نزاعها و كدورتها ، جنگها و خونريزىها از زبان ناشى مىشود تا آنجا
هامش
( 1 ) - كثرت سكوت ، موجب ابهت است . ( نهج البلاغه - حكمت 215 به ترتيب فيض و 224 به ترتيب صبحى ) .
( 2 ) - خاموشى آرايش و زينت علم و نشانهء بردبارى و حلم است . ( غرر الحكم ) .