بوده و طبعاً نسبت هر صفت مذمومى به كسى بدون علم و قطع و تنها با ظن و گمان مذموم است . بديهى است وقتى سوءظن مذموم باشد سوء شك و سوء وهم نيز بطريق اولويت قطعى ناپسند شمرده مى شوند .
در مقابل صفت سوءظن ، حسنظن قرار مىگيرد و آن حالتى ممدوح بوده و حكايت از سعه صدر و حلم وسيع صاحب آن صفت مىكند .
حسنظن و سوءظن بستگى به ميزان عقل آدمى دارد . بر اين اساس آنكسكه افعال ديگران را حمل بر صحت مىنمايد و با ديدن و يا شنيدن عمل خيرى حسنظن مىيابد و اشكالات احتمالى آن را پىگيرى نمىكند و يا آنكسكه با ديدن و شنيدن عملى زشت در پى امكان حملى صحيح مىشود ، عقلى كاملتر دارد نسبت به كسى كه دائما در پى فاسد نمودن اعمال خير ديگران و توجه به زشتيها و يا پيداكردن توجيهات نادرست است .
قال على عليه السلام :
« ظَنُّ الرَّجُلِ عَلى قَدْرِ عَقْلِهِ » « 1 »
آثار مثبت حسن ظن
حسنظن علاوه بر تكامل قدرت دراكهء انسان ، مىتواند آثار بسيار ديگرى داشته باشد كه از جملهء آنها
1 - حسنظن موجب راحتى روح و روان مىباشد . وجدان كسى كه حسنظن دارد آرام است و از اضطراب و ناراحتى مصون مىباشد ، حضرت امير عليه السلام در اين باره مىفرمايد :
« حُسْنُ الظَّنِ راحَةُ الْقَلْبِ وَسَلامَةُ الدّينِ » « 2 »
هامش
( 1 ) - گمان انسان به اندازه عقل اوست . ( غرر الحكم ) .
( 2 ) - حسنظن موجب راحتى قلب و باعث سلامتى دين است . ( غرر الحكم ) .