تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
شريفه است كه مىفرمايد :
« وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالًا مَعَ أَثْقالِهِمْ وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ »
« 1 » آن حضرت در بستر بيمارى آخر ، به بلال دستور دادند كه مردم را در مسجد جمع نمايد . مردم دسته دسته در مسجد اجتماع كردند . حضرت به منبر رفتند و فرمودند : آيا با شما جهاد نكردم ؟ دندان پيشين مرا نشكستيد ؟ پيشانى مرا خاك‌آلود ننموديد ؟ خون بر صورتم جارى نشد ؟ محاسنم رنگين نگشت ؟ سنگ بر شكمم نبستم تا نان خود به ديگران دهم ؟ همه عرض كردند : بلى يا رسول‌اللَّه ، خداوند خود بهترين پاداش را عنايت فرمايد . پيامبر فرمود : خداوند به شما هم پاداش نيك عطا كند . و سپس فرمودند : خداوند سوگند ياد نموده از كسى كه ستمى به كسى روا داشته نگذرد . اينك شما را قسم مىدهم ، هر كدام بر من حقّى دارد بگيرد ؛ مردى در انتهاى جمعيت به نام « سوادة بن قيس » جلو آمد و عرض كرد : روزى كه از طايف مىآمدى ما به استقبال آمديم ، تازيانه‌ات را بلند كردى كه به شتر بزنى ولى به شكم من اصابت كرد . حضرت به بلال فرمود : تازيانه را از خانهء زهرا عليها السلام بياور . حضرت زهرا چون متوجه شد سيلاب اشك از چشمانش سرازير گشت . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله تازيانه را به سواده داد و شكم را بالا زد ، سواده اجازه خواست ببوسد و شكم پيامبر صلى الله عليه و آله را بوسه زد و گفت : به تماس لب‌هاى خود بر شكم شما پناه مىبرم به خدا از آتش جهنم . حضرت فرمود : قصاص مىكنى يا عفو ، و او عرض كرد : گذشتم يا رسول‌اللَّه ! پيامبر دستان مباركشان را بلند كرد و گفت : خدايا از سوادة بن قيس بگذر چنانچه پيامبر تو را بخشيد !
هامش
( 1 ) - ( عنكبوت - 13 ) آنان بار سنگين گناهان خود و بارهاى اضافه بر آنها بر دوش مىكشند و در روز قيامت به يقين از افتراهايى كه بسته‌اند سؤال خواهند شد .