تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
« الْجَنَّةُ مُحَرَّمَةٌ عَلى جَسَدٍ غُذِّىَ بِالْحَرامِ » « 1 » « لا يَشَمُّ ريحَ الْجَنَّةَ جَسَدٌ نَبَتَ عَلَى الْحَرامِ » « 2 » گويند : شاهزاده‌اى هندى در شهرى غريب دارائى خود را به خاطر ترس از غارت احتمالى ، نزد عطارى موعظه‌گر كه هر روز به وعظ مردم مىپرداخت گذارد . وى روزى براى دريافت جواهرات خود نزد عطار رفت امّا وى آن را انكار نمود . مرد هندى از اين داستان به شدّت متاثر گشت و راه به جائى نبرد ، از آنجا كه هركس هدايت را از خداوند طلب كند به وى اعطاء مىكند ، گذرش به پيرمردى ظاهر الصلاح افتاد و ماجراى خويش را با وى در ميان گذارد . پيرمرد به هندى گفت : فرداى آن‌روز هنگام موعظهء عطار ، در مجلس او حاضر شو من هم خواهم آمد . آن روز عطار چون ديگر روزها ، بعد از نماز ظهر شروع به موعظهء خلايق نمود و هندى و پيرمرد حاضر بودند . پيرمرد از عطار خواست اجازه دهد وى هم موعظه‌اى بيان كند . عطار اجازه داد و وى چنين گفت : صد دينار از يك يهودى قرض كردم كه به اقساط بپردازم . نصف پول را پرداخته بودم كه يهودى مرد . شبى در عالم رؤيا ديدم كه به‌سوى بهشت مىروم كه ناگهان يهودى مرا ديد و حقّ خود را طلب كرد و چون چيزى نداشتم ، راضى شد در عوض پول ، انگشت خود را بر بدن من بگذارد تا شايد از شدت سوزش بدنش به همان مقدار اندك كاسته شود . از سوزش آن بر بدنم بيدار شدم ، و چون به خود نگريستم جاى زخم را مشاهده كردم . آنگاه پيرمرد سينهء خود را بالا زد و جاى سوزش و چرك و تعفن را نشان داد !
هامش
( 1 ) - بهشت بر بدنى كه از حرام تغذيه شده حرام است . ( ارشاد القلوب - جلد 1 - صفحه 107 ) . ( 2 ) - بدنى كه از حرام روئيده شده باشد ، بوى بهشت را احساس نمىكند . ( ارشاد القلوب - جلد 1 - صفحه 107 ) .