تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن و سنت (فارسى) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
عطار چون اين موعظه را شنيد ، رفت و كيسهء دارائى شاهزاده هندى را به وى برگرداند .

توبه از حق‌ّالنّاس

توبه از هر نوع گناهى به نوع گناه بستگى دارد . به عنوان مثال توبه از ترك واجبات به اين است كه واجبات ترك شده ، قضاء شود . و يا مثلًا توبه از دزدى به اين محقق مىشود كه اموال مردم رد گردد و حلاليّت طلبيده شود . و يا توبه از فحشاء و منكرات به استغفار عنداللَّه است ، و لذا كسى كه مرتكب چشم چرانى شده و يا بدن نامحرمى را لمس نموده و بر او بوسه زده و . . . قضاء و قصاص و تقاص صحيح نبوده بلكه اينها خود گناهى غيرقابل قياس با گناه اول هستند . گناهانى كه به نوعى حاوى حق‌الناس هستند ، استغفار از آنها به اين است كه حق مردم باز داده شود و درهمى از آن باقى نماند . على بن حمزه از اصحاب امام صادق عليه السلام مىگويد : دوستى داشتم كه در دستگاه بنىاميه نويسنده بود ، از من ملاقات با امام صادق عليه السلام را طلب كرد . من اجازه گرفتم ، وقتى وى نزد حضرت آمد و گفت : مال زيادى بدست آورده‌ام و مقيد به حلال و حرام نبوده‌ام . اكنون چه كنم و راه نجاتم چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : اگر بنىاميّه امثال شما را نمىيافتند كه كمكشان كنند ، حقّ ما را غصب نمىكردند . اگر راه نجاتى بگويم انجام مىدهى ؟ عرض كرد : آرى ! امام فرمود : هرچه بدست آورده‌اى از آن چشم بپوش ، آن را كه صاحبش مىشناسى رد كن و آنكه نمىشناسى صدقه بده ، من بهشت را براى تو ضامن مىشوم . وى لختى سر به زير افكند . براستى در دو راهى سختى واقع شده و دل كندن از همهء اموال آن هم در آن حال بسيار بسيار دشوار بود . سپس سر بلند كرد و با شهامت گفت : انجام مىدهم . وقتى به كوفه برگشتيم تمام اموالش حتى لباس‌هايش را رد